*گل قالی* ۱۱ سال پیش
جوک

یه چن مدتی مامان و بابام نبودن من خونه غذا درست میکردم...
یه روز صب عمم اومد گف بذار من غذا بپزم.. بعدش ک میخاس بره گف ب کسی نگی....... بذارفک کنن خودت درست کردی‎:-)‎ باخودم گفتمممم باو عمه نیسی تو ...تو باید خاله میشدی ‎:)‎
ناهار ک اوردم همه میگفتن وواااییییی چقد این پلو خوشمزس‎:-o این دفه عالی شده ها
منم فقط سکوت کرده بودم لبخند میزدم‎^_~‎
تو دلممم مث اهو کیف میکردم.....
اقا دوروز بعدش عمه اومد خونمون جلو همه ملت و فک و فامیل گف راسی عمه پلو ک پختم خوب شد؟؟؟
داداشم:عمه درست کرده بود؟
من:من که نگفتم من درست کردم‎:|‎
عمه⌒.⌒
عمه با خودت چند چندی؟؟؟
ایا پودر کردن یک بچه مظلوم و معصوم جلو ملت لذت بخش میباشد؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.