M
MammaD ۱۱ سال پیش
جوک

یه بار وقتی بچه بودم (گودزیلا) وقتی که مامانم خواب بود یواشکی چند تار از موهاشو به پایه میز گره زدم بهد رفتم چند متر اونطرفتر و با صدای بلند داد زدم آآآآآی سرم آآآآآی داره خون میاد اااخ! بعد یهو مامانم ترسید و از خواب پرید وقتی خواست بشینه ببینه چی شده یه جیییغ بنفش کشید و گفت :موهاااااام!! منم از ترس شلوارمو خیس کردم ! بعد از چند لحظه گفت برو قیچی بیار اونهایی که گره زدی ببر. منم میدونستم اگه اینکارو کنم یه کتک مفصل در انتظارمه واسه همین بهش گفتم اول قول بده منو نمیزنی تا آزادت کنم!! اونم بعد از چند لحظه مکث گفت باشه ! ولی نمیدونم چرا به قولش عمل نکرد نامرد. منم به خاطر این که تلافی کنم هر جا میرفتیم به همه میگفتم این منو زندانی میکنه و کتک میزنه و بهم غذا نمیده و میگه باید بمیری!! :))

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.