Im Okay
My biggest lie
.
.
.
.
.
من خوبم
بزرگترین دروغ من :(
@mammad77 · ۱۶۲ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۱۹ رأی)
Im Okay
My biggest lie
.
.
.
.
.
من خوبم
بزرگترین دروغ من :(
یه روز 3 تا دوست به نام های فرشاد و پرویز و حمید برای تفریح سوار قایق میشن و میزنن به دریا اما برای قایق یک مشکل پیش میاد و مجبور میشن به یک جزیره که نزدیک به اونا بود برن . وقتی به جزیره میرسن توسط اهالی ادم خوار آن جزیره دستگیر میشن .مردم اونجا به این 3تا میگن اگر میخواهید زنده بمانید باید هرکدامتان 10 میوه از جزیره جمع کنید و بیارید.آنها هم قبول میکنند. کمی بعد فرشاد با 10 تا خیار خیلی خوشحال برمیگرده ولی اونها بهش میگن اگر میخواهی زنده بمانی باید اینها را داخل xxxت بکنی (خودتون حدس بزنید ) و صدایت هم در نیاید . او هم قبول میکند و اولین خیار را داخل میکند اما سر دومی بلند میگوید آآآآخ و اونها میکشنش.نوبت میرسه به حمید که با 10تا توت برمیگرده و همین مسئله هم برای او پیش میاد و اون 9تا توت را داخل میکند ولی وقتی میخواهد اخری را بگذارد میخندد و آنها او را هم میکشن!بعد تو اون دنیا فرشاد از حمید میپرسه : تو که داشتی موفق میشدی چرا یدفعه خندیدی دیوونه؟!؟ حمید میگه:«آخه پرویز رو با 10 تا هندوانه تو بغلش دیدم که داره میاد»
آقایان محترم میتوانند با جمله ی "تو فرشته ای" به همسر خود با یک تیر دو نشان بزنند:
1-باعث خوشحالی همسر خود میشوید و او به شما بیشتر محبت خواهد کرد.
2-با توجه به اسناد مورد اعتماد :مـقـام فـرشـتـه از انـسـان پـایـیـن تـر اسـت. :)
من 40 سال دیگه هم که بخوام از خانه برم بیرون مامانم میگه: از خیابان رد میشی مواظب باش.با تاکسی برو ماشین شخصی سوار نشو!
لایک و کف و صلوات و هرچی که میتانی بزن و بفرست به افتخار مادر.
علاوه برقانون پاک کن ها تمام نمیشن بلکه گم میشن بازم قانون داریم تو مدرسه از جمله:
قانون خودکار:خودکار ها فقط سر جلسه امتحان تمام میشوند (حتی مورد داریم خودکاره فقط موقع امتحان ها نمینویسه بقیه مواقع ازش جوهر اضافی هم میپاشه)
قانون امتحان1: جلسه امتحان جلسه آلزایمر نیز نام دارد بگونه ای که حتی اسمت هم یادت میره (واقعیه ها) چه برسه به سوالات.
قانون امتحان2: اگه بین دو گزینه در یک امتحان هرکدام را شانسی انتخاب کنید آن گزینه صد در صد غلط است.
قانون امتحان3: اگه به جواب یک سوال شک کردید و آنرا پاک کردید و یه جواب دیگر نوشتید مطمئن باشید پاسخی که اول دادید درست بود.
این روزا همه تو ساندویچی ها نون خالی سفارش میدن خیلی هم راضین تازه کلاس هم داره :)
یه لحظه صب کنین واسم اس اومده ببینم همراه اول چکارم داره الان میام.
.
.
آخی بمیرم الهی منو به همایش بزرگ تیم ملی دعوت کرده ولش کن بریم سر قصمون:
چن روز پیش یه کد زدم که همراه اول دیگه پیام نفرسته اوایل همه چیز خوب بود ولی بعدش دیدم کسی بهم اس نمیده و تو سه روز فقط یه پیام داشتم که اونم بابام گفته بود" بتمرگ درستو بخوان توله سگ"
دیگه داشتم افسردگی میگرفتم بعد از کلی تفکر تصمیم گرفتم با همراه اول آشتی کنم و دوباره فعالش کردم.
الانم به خوبی و خوشی داریم با هم زندگی میکنیم
آخ چن لحظه صب کنین برام اس اومده.
.
.بازم خودشه
.
.
.
کصافط به بهانه قرعه کشی ازم پول میخواد میگه اگه ندی قهر میکنم.
خیلی خوب دیگه من برم باهاش یکم گفت و گو کنم ببینم پول رو واسه چی میخواد(جدیدا بهش شک کردم پول زیاد میگیره)
خدا نکنه آدم سر یه سفره بشینه که سر اون سفره چن تا بچه نشسته باشن و خداا نکنه که یکی از اون بچه ها بگه آب میخوام یعنی عینهو موقعی که تو لانه مرغا دانه میریزی همه مرغ ها شروع به قد قد میکنن، اینا هم همینجوری شروع به آب آب گفتن میکنن انگار همشون تازه از صحرای کربلا برگشتن.
امروز همین بلا سرم امد و سر ناهار بیشتر از حس گرسنگی حس اینو داشتم که چقدر دوس دارم کله این بچه ها رو بکنم تو دیگ کله پاچه.
.
.
.
.
الان میدونم چقدر دهنتون آب افتاده و همتون حوس کله پاچه کردین دلتونم آب.
این روزا به اونایی که گوجه میخورن باید به چشم مایه دار های شهر نگرید
الان اونایی که گوجه میخورن حکم همونایی رو دارن که تو فیلما از از انواع غذا ها سر میز شامشون هست واالا
راستی دقت کردین موز از گوجه ارزان تره؟ املت موزی به نظرتون خوش مزس؟
حیف آب دستشویی مون قحطه وگرنه تست میکردم :)
..................
شما رو نميدونم ولی من این چن وقت که نبودم دلم براتون خیلی تنگ شده بود(حالا انگار کی هستم) خخخخ
آخه از اون موقع که مرتضی پاشایی رفته خیلی دپ شده بودم ولی زندگیه دیگه کاریش نمیشه کرد هععععی ولش کن اگه بخوای تو این زندگی بهت سخت نگذره باید به تلخی هاشم بخندی(تخصص ایرانی ها) پس تا جوک بعدی بای دوستان.
میترسم، یه روزی، برسه که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا، کمک کن، نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا...
......................
تو این فکرم که مرتضی تنها اینجا رو ترک کرد یا نه :((
یه صلوات برای شادی روحش بفرستین.
یکی از فانتزیام اینه که یه ماشین لوکس از او میلیاردری ها داشته باشم بعد در حالی که دارم با سرعت حرکت میکنم یدفه جلو چن تا دختر دستی بکشم وپیاده شم و درحالی که دارم پیاده میشم همه منو مث این فیلم هندیا صحنه آهسته ببینن. بعدش برم تو مغازه که گرون ترین جنس های شهر رو داره و یه دست لباس شیک بگیرم و بیام بیرون و برم سمت ماشین که یدفه رفیقم زنگ بزنه بگه امشب بیا ویلا شمال پارتیه (اون دخترا هم بشنون)منم بگم پارتی مال اوناییه که دوس دختر دارن نه من که تنهام. بعد اون دخترا یدفه بدون بیان سمتم و بهم درخواست دوستی بدن منم بگم فقط یکیتون میتونه باهام بیاد بعد اونا به خاطر من با هم دعوا کنن و همدیگرو بکشن منم سوار ماشینم بشم و تو افق محو شم.
دختر کش یعنی این :)
شما هم مث من وقتی بزرگترا براتون از خاطراتشون تعریف میکنن ، اون خاطراتو سیاه و سفید تصور میکنین یا فقط من اینجوریم ؟
تقصیر صدا و سیماس دیگه با اون فیلماشون :)
یعنی اگه آدم بخواد به یجا دیر برسه زمین و زمان دست به دست هم میدن تا این اتفاق بیفته حتی اگه یه مسیر 10 دقیقه ای رو از یه روز قبل حرکت کنی.
دیروز خواستم برم کلاس بعد از پیاده رفتن یه مقداری از مسیر یادم افتاد وسایلم رو نگرفتم. برگشتم برم وسایلم رو بردارم دفترم پیدا نمیشد. به یه نکبتی پیداش کردم دیدم داره دیر میشه گفتم با آژانس برم دیدم آژانسی که هر روز 10 تا ماشین بیکار داره ایندفه ماشین نداشت هیچی باز مجبور شدم یکم پیاده برم و سر جاده منتظر تاکسی شدم حالا مگه تاکسی پیدا میشد؟ بعد چند دقیقه تاکسی اومد، تو تاکسی یه مسافر دیگه نشسته بود که یکم جلوتر میخواست پیاده شه حالا تو این گیر و ویر راننده پول خورد پیدا نمیکرد بقیه پول اون مسافره رو بده. یه چن دقیقه هم اونجا معطل شدم حالا اینا هیچ تو مسیر 5تا 4راه بود که توی هر 4تا چراغ قرمز بود هرکدومم 80 ثانیه .دیگه داشتم دق مرگ میشدم ولی رسیدم با 10 دقیقه تاخیر.
یعنی یه مسیری که همیشه یه ربع طول میکشید رو تو 50 دقیقه رفتم. اینم شانسه من دارم؟ :(((
امروز یه شارژ واسه خودم خریدم یه رمز رندی داشت در حد لالیگا کل 15-16 رقمش از 0 و 3 و 9 تشکیل شده بود. هنوز دارم میسوزم که چرا اون رمزو یه بار شانسی از حفظ نزدم :(
تنهایی یعنی همه به پستات تو سایت سر بزنن و ببینن 49 نفر بهت امتیاز دادن و میانگین امتیازت پنجه ولی فقط خودت میدونی که از اون 49 تا 48تاشو خودت به خودت امتیاز دادی :(
باز دم اون یه نفر گرم حتی اگه یه ستاره زده باشه.
بد بختی،بدشانسی،شکست یا هرچی که دوس دارید اسمشو بذارید یعنی اینکه آدم یه لیوان بزرگ چایی بخوره بعد ته لیوان که رسید ببینه یه سوسک توش مرده.واقعا از خدا میخوام اصلا نصیب نکنه . چشیدم که میگما باور کنین الانم فک کنم افسردگی گرفتم.تازه قبل از این که اون موجود نکبت رو ببینم پیش خودم میگفتم این چایی چرا از چایی های دیگه خوش مزه تره :((((
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی ،با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش تصویری از لیلا و مجنون را بکش عکس حیدر در کنار حضرت زهرا(س)کشید
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن ،در بیابان بلا تصویری از سقا کشید
گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم،گریه کرد آهی کشید و زینب کبری کشید.
(اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود)
من دو تا پسر عمو دارم 8سالشونه اینا واسه خودشون یپا نخبه اند.ینی هوش و ذکاوت از سر و روشون میباره .
یبار این عموی ما بهشون یه دو هزار تومنی داد گفت برید بین خودتون تقسیمش کنین
این اعجوبه ها هم رفتن یه خط کش آوردن و پول رو اندازه گرفتن و وسطش رو با خودکار علامت زدن بعد با قیچی نصفش کردن ودادنش به هم دیگه :/ تازه بعدش تا نیم ساعت داشتن برنامه ریزی میکردن که کی با پولش چی بخره :)(
(این علامت آخریه ینی نمیدونم بخندم یا گریه کنم)
یادش بخیر دبستان که بودیم وقتی تعطیل میشدیم برای دخترای اون شیفت روی تخته فحش مینوشتیم بعد فرداش که میومدیم می دیدیم که جواب مارو دادن و هر روز این قضیه تکرار میشد خیلی هم حال میداد. حالا الان بچه اول ابتدایی رو تخته واسه دخترای اون شیفت شماره میذاره اصن یه وضع اسف ناکیه باور کنین
یروز تو ایستگاه اتوبوس منتظر اتوبوس نشسته بودم و داشتم با گوشیم (0011)اس ام اس میدادم که یه دختره اومد نشست کنار من و بعد از چند لحظه به گوشیم نگاه کرد و لبخند شیطانی زد و از تو کیفش گوشیش رو در آورد تا حال من رو بگیره (گلگسی اس 3 بود) و رفت angry birds seasons بازی کرد و در همون حال داشت به من چپ چپ نگاه میکرد و همچنان لبخند شیطانی اش بر لبش بود . من اول نمیخواستم کاری کنم ولی دیدم وقتی میتونم حالشو بگیرم پس چرا این کارو نکنم؟ پس منم یه لبخند زدم و گوشیمو گذاشتم تو جیبم و بعد از این که اون دختره فک کرد حالمو گرفته یدفه اون یکی گوشیمو (SONY XPERIA Z1) رو از تو اون یکی جیبم در آوردم و با یک لبخند شیطانی و در حالی که داشتم به اون چپ چپ نگاه میکردم angry birds star wars 2 رو بازی کردم :)))
دختره یهو از این رو به اون رو شد و سریع گوشیشو گذاشت تو کیفش و رفت ایستگاه بغلی نشست و اصلا روشو طرف من نکرد :)
حقش بود تا تو باشی دیگه نخوای پسرا رو دست بندازی بعععله :)