اون روز داشتم لاک هامو با اسیتن پاک میکردم (لاکم سیاه بود) بعدش بابابزرگم برگشت گفت:این چیه میزنی به ناخونات آخه (منم در اون لحظه فک کردم حتما میخواد بگه لاک نزن و نماز بخون و اینجور چیزا) که در کمال ناباوری گفت بجای اینکه اینجور رنگای افسرده رو بزنی وردار رنگای روشنی مثل قرمز یا نارنجی رو بزن به ناخونات!
من در اون لحظه0-0 حتما بابابزرگ