مامانم و بابام و گودزیلامون رفتن سبزی از سبزیکاری بخرن. رسیدن به یه جای پرت یهو گودزیلامون برگشته گفته: بابابزلگ دلو باز کن ماما بزلگو بندازیم تو جوب! 0-0
اومدن خونه شاکی بود چرا نقشه شو اجرا نکردن!!!
گودزیلای خفاش سرظهری دل رحمه (!) ما داریم؟!
اینا بزرگ بشن زنده زنده ما رو میخورن.من مطمئنم!