EEEE ۱۲ سال پیش
جوک

بچه که بودم همیشه حسرت یه لباس نو به دلم مونده بود همیشه فقط برای داداش بزرگم لباس می خریدن ومن بیچاره لباسایی که برای داداشم کوچیک شده بود را. باید می پوشیدم. وقتی اعتراض می کردم می گفتن خب این لباسا نو مونده حیفه بریزیم دور حالا داداشت زود قد می کشه این لباسا براش کوچیک می شه و مال تو میشه

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.