چارشنبه امتحان زبان داشتیم...
پشتیبانی کل ردیفمون با من و مریم بود
ینی مریم تو کار تفتیش کتاب بود و منم تحلیل و انتشار ^ـ^
(تعاونمون تو دیافراگتون...)
تازه بعدش دبیر داد خودمون امتحانا رو سر کلاس صحیح کنیم
نصف امتحانو تصحیح کرده بودیم یهو یکی از فلاسفه ردیفمون داد زد:
خب بروبچ تا اینجا همه بیستیم!!!!
.
.
.
ینی شانس آوردیم
همینکه آمار کلاسو برده بودیم بالا دبیرو قانع کرده بود
و چیزی به رو خوش نیاورد
زنگ بعد صداشو شنیدیم داشت رو تجربیا داد میزد:
خجالت نمیکشید با این نمره هاتون؟ انسانیا همه 20 شدن!