سر سفره بوديم ، آبجى گودزيلام كنار بابام بود من و مامانمم رو به روشون .
كه بابام به مامانم گفت : ليلا ، فردا بايد اون برنامه رو رديف كنيم .
من با تعجب: كدوم برنامه رو ؟!
بابام يه نگاهى به نيايش انداخت وقتى ديد حواسش نيست با اشاره بهم فهموند ميخوان موهاى نيايش رو كوتاه كنن .
يه دفعه نيايش در حالى كه كه سرش پايين بود با يه لحن وحشت ناكى گفت : ميخواين موهاى من و كوتاه كنين .؟!؟!
به همين بركت قسم تا اين و گفت چهار ستون بدنم رفت رو ويبره .!! اگه شنيديد جايى زلزله اومده بدونين واسه همينه.!!
خيلى برام عجيبه اين از كجا فهميد قضيه رو .؟! نكنه جن يا شيطانه .؟!
تازه لازم به ذكره هيچ كس تحت هيچ شرايطى درباره كوتاهى مو با نيايش حرفى نزده بود .!!
يا باب الحوائج :((
يا قرآن :((
اعوذ بالله من الشيطان رجيم :((

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.