یه بقالی بود من که بچه بودم با دوستام می رفتم ازش پاستیل می خریدم.
بعد همیشه این پاستیل ها رو با دست در می اورد از تو سطله می داد بهمون :|
بعد یه روز اتفاقی با مامانم رفتیم مغازش و من پاستیل خواست�
اونم که می خواست بگه که خیلی بهداشتیه با یدونه گیره درش اورد.
نشون به اون نشون که جای چرک دندونه های گیره هه روی پاستیل افتاده بود :| :|