تو خوابگاه دانشجویی مخصوصا تو اتاق ما اتفاق های عجیب و غریب و مخصوصا خنده دار زیادی می افته. از اونجایی که برای دانشجو جماعت اونم از نوع خوابگاهیش قباحت داره زودتر از ساعت 2 بامداد بخوابه. ما هم از این دسته مستثنی نیستیم. با توجه به این قضیه و عیضا اینکه هر موجود زنده ای پس از چند ساعت غذا نخوردن در آن ساعت از نیمه شب گرسنه می شود هر شب به سرکردگی یکی از اهالی اتاق سفره ای پهن شده و مختصر چیزی (اگر پیدا شود) میل می فرماییم. دو تا تخم مرغ آبپز از صبحانه چند روز پیش باقی مونده بود(اهل دل می دونن اگه گشنه ت شد تخم مرغ آبپز چند ماه پیش رو هم می شه خورد) در یخچال رو باز کردم و چشمم به تخم مرغ ها افتاد برداشتم و به صورت همزمان به لبه ی میز کوبیده و... چشمتان روز بعد را نبیند! تخم مرغ ها نپخته بودن... بله لابد متوجه شده اید که تخم مرغ های آبپز در گوشه ای دیگر از یخچال خود را پنهان نموده بودند تا حال ما را بگیرند! از اون روز به بعد دیگه بچه ها هر وقت تخم مرغ میگذارن تو یخچال ازم می پرسن می خوای امتحان کنی ببینی آب پزه یا نه؟