میخواستم برم دانشگاه ولی دیر بیدار شده بودم
داشتم تند تند لباسم و اتو میکردم
مامانمم داشت با ناز و نوازش آبجیم و بیدار میکرد .!
یهو بابام اومد تو اتاق گفت : این بیشعور و نباید با عزیزم و عشقم بیدار کرد . باید بزنیم تو سرش بیدار شه .
منم که خوشحال شدم به آبجیم فحش داده گفتم : آره والا. خدا از دهنت بشنوه بابا .!
بابام - خوبه خودتم قبول داری باید با خشونت بیدارت کرد ، ارزش کلمات محبت امیز نداری ..
من - oـــــO مگه با من بـــــودی ؟!!
بابام- نه پس فکر کردی با دختر گلـــم بودم ؟!
من - شمـا دقیقا در چه سالی و در چه ماهی و در چه روزی و در چه ساعتی من و با عزیزم و عشقم ز بیدار کردین ؟! هان ؟ هان؟ Oــo
بابام - همین که نمـیزنیم تو سرت یعنی عزیزم و عشقم .! نفهم !!
من دیگـه هیـچی نمیگـم . :|

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.