به يكي از پسراي كلاسم(توضيحات:كلاس پنجم؛مختلط)گفتم برو از كلاس ششم يه وسيله اي رو بگيربيار.
در كلاسم بسته بود؛ اومد درو بازكنه بره بيرون ؛اول "در" زد!!!
قيافه ي دانش آموزا:
oo oo oo oo oo oo
oo oo oo oo oo oo
oo oo oo oo oo oo
قيافه من:OO
برگشت آروم پشت سرشو نگا كرد؛ببينه من حواسم بهش بود يا نه؛سرخ شده بود؛
تانگاش بهم افتاد گفتم:ديگه سوتي رو دادي!
و خودم به همراه بچه ها رفتيم هوا!