اعتراف میکنم بچه که بودم همش فکر میکردم اگه پدر مادر واقعیم پشیمون بشن بخوان بیان دنبالم ببرنم باهاشون برم یا بمون پیش این خانواده؟ اخه خواهرم گفته بود: یه روز تو حیاط بازی میکردم دیدم صدای گریه بچه از کوچه میاد رفتم دیدم تو رو توی سبد گذاشتن دم در اومدم به مامان گفتم اونم دلش برات سوخت اورد بزرگت کرد.