s
sahar joon ۱۲ سال پیش
جوک

اونروز مامان بزرگم داشت این افرادی که پیاده میرن کربلا رو نگاه میکرد برگشته به بابام میگه دومادمم گفته یه روز منو اینطوری میخوادببره .
تازه میخواد با فرچه ببره...
من:@@ فرچههههههههههههههههههههههه
مامان بزرگم:اره دیگه پس چی ؟فقط دنبال سوژه ای.ادب نداری که...
من:مامان بزرگ با فرچه که نمیشه؟
مامان بزرگم:چرا میشه ما میریم تو هم میبینی.
تازه بعد از این که بابامینا فرشارو گاز زدن فهمیدم منظورش ویلچر بوده..
ویلچر...
فرچه...
فک و فامیل داریم ما خداجون

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.