ی بار بچه ها پیاز انداخته بودن تو بخاری کلاسمون دبیرمونو اوسکول کرده آخه بو پیاز داغ تو سالن هم پیچیده بود دبیر ادبیات هم بود خدا رو شکر کاریمون نداشت حالا جالبه می گف اگه بخایم، می فهمیم کی بوده ولی من صرف نظر می کنم از این کار حالا جالبتر
کلاس دیگه به تقلید از ما رفته بود کبسول(کپسول قرص آمپول یا...)ژلفون!!انداخته بودن بخاری ،برده بودنشون تو حیاط 10 دور دور مدرسه 20تاکلاغ پر 50تا دراز نشست بهشون اعطا فرموده بودن انقد میخندیدم انقده میخندیدی�
بعد حالا جالبتراز اونا اینجاس اون دو نفر که انداخته بودن ژلفونو تو بخاری عذاب وجدان گرفته بودن (آخه اون زنگ دفاعی بود همه ی 0 گرفتن ههههه)خودشونو معرفی کردن. معاون+مدیر هم ی منفی انظباتی(انظباطی انضباتی انزباتی و...)داده بهشون+اظهار ولی .این دوست ماداریم رفته خودشو معرفی کرده اخه (گفتن اگه معرفی کنین کاریتون نداریم )

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.