M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

داشتم رانندگی میکردم یهو مامانم که بغل دستم بود جیغ زد...
من گفتم حتما الان یه تریلی میاد میزنه بهم تند فرمونو پیچوندم و ترمز کردم در همین حین جهاربار فاتحه خوندم.توبه هم کردم.اما خبری نشد.به مامانم گفتم چرا جیغ زدی؟
گفت نگاه چه آسمون قشنگه!!
من:’(
آسمون:-!
مخترع ماشین:-
لایه ی اوزون:-$
مامانم:-

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.