b
baaran ۱۳ سال پیش
جوک

بچه ها ... این خاطره ای که میخام بگم, مال دوران سوم دبیرستان منه ...
ما اون موقع یه معلم فیزیک داشتیم که خیلی منو دوست داشت (فکرای بد نکنین ... !!! من دختر هستم و معلمم هم زن بود) ...
البته دلیل دوست داشتنش بیشتر این بود که من درسم خوب بود و همیشه توی کلاس فعالیت داشتم و نمره م خوب میشد و بچه + بودم و این چیزا ...
حالا این کوچه ی مدرسه ی ما هم خیلی باریک بود ... جوری کمتر از 10 نفر آدم میتونستن همزمان از کوچه رد بشن ...
من هم یه بار بعد از تعطیل شدن, داشتم با دوستام از کوچه رد میشدم ...
و در همین حین داشتم یه آهنگ شیش و هشتی هم میخوندم (بدلیل ترس از تایید نشدن پست, نام آهنگ گفته نمیشود !!!!) ... حالا من داشتو آروم میخوندما ... یه دفعه دیدم یه دستی خورد روی شونه م ...
برگشتم دیدم همون معلمه هست .... یه لبخند داشت میزد و میگفت برو کنار میخام رد شم ...
آقا من از خجالت داشتم آب میشدم ...
البته دوستام هم نامردی کردن و بلند بلند توی کوچه گفتن : وای وای وای ... باران ؟ این چه کاری بود کردی؟؟؟؟ !!!
من هم که تا میومدم جواب بدم, معلمه رفته بود ...!!!!
ولی خدا رحم کرد به من ... :)
خدا رو شکر معلکمه بعد از اون قضیه به روم نیاورد ... وگرنه حاضر بودم ترک تحصیل کنم ولی اون نگاهشو تحمل نکنم ... !!!
و اینگونه شد که من دیگه توی کوچه, سرمو مینداختم پایین و میرفتم و میومدم ...
:))
شما از این کارا نکنینا ....

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.