عاقا اخرای شهریوره چند ساله پیش بود قرار بود خانواده ی ما و اون خاله دیگه ام باهم بریم مسافرت
شوهر خاله بزرگم فهمیده بود داریم میریم مسافرت اومده بود داشت با داداش بزرگم خداحافظی میکرد گفت بیا قشنگ خدافظی کنیم اتفاقه دیگه دیدین رفتین برنگشتین
ما:o
شوهر خالم:)