‏***‏‎***sailan ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا چن هفته پیش قرار بود داداشم واس انتخاب واحد دانشگاش بره علی آبادکتول
مامان اینام گفتن مام میریم هوایی عوض میکنیم توراه ی سری ب خاله اینام میزنیم!
بعدا از کلی برنامه ریزی ب این نتیجه رسیدیم ک ماشینو بابام برده و تا چن روز دگ نمیاد...!
خلاصه بعداز تماشای دعوای تلفنی مامان بابا قرار شد پسرخالم بیاد مارو ببره،پسرخاله ی عزیز مام ساعت 3صبح از گرگان پاشد تا 6اینجا(بابلسر) باشه ک داداشم ب کارای دانشگاش برسه...
ماهم کله ی سحر ی چشم باز ی چشم بیدار ما با سرعتی فراتر از سرعت نور درحال آماده شدن بودیم ک یهو پسرخالم لب ب سخن گشود و فرمود رااااستی....
مگ امروز شهادت امام صادق نیست؟
امروز ک تعطیله
داداشم=!:o:D
مامانم=:@:(درحالتی مشابه خودکشی
من=:)8-)خخخخخخ

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.