م
مصطفی دلجو ۱۲ سال پیش
جوک

عروسی عموم بود منم بچه .خونه عموم یه باغ ویلایی که یه خونه دو طبقه توش بود.زیر اتاق عروس کلی چوب بود منم کمی بنزین پیدا کردمو دور از چشمه همه شروع به اتیش بازی کردم اخرشم همینطور ولش کردمو رفتم خوابیدم.نصفه شب دیدم صدای جیغ و داد میاد،اتاق حجله عروس اتیش گرفته بوود.(بنظرم عموم حسابی ضد حال خورده بود!!!!!)با کلی بدبختی خاموشش کردن.صبح که عموم دنبال مقصر میگشت گفتم پسرعموم اتیش زده اونم حسابی کتکش زد.یه چیز میگم یه چیز میشنوی!کـــــــــــــــــــــــــتـــــــــــــــــکــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدا منو ببخشه بنظرم الانم عموم بدونه کار من بوده خودمو اتیش بزنه
به کسی نگیدااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.