خواهرم گودزیلا که بوووود پشت سر مهمونا گریه میکرد مامانمم برا اینکه ساکتش کنه بعد کلی حرفیدن باهاش آخرسر میگف بذا برن بابا راحت شدیم الان خودمون میریم بیرونو ...
یبار کل فامیل اومدن قرار شد مامان بزرگم چن روز بمونه
خواهرمم شاد و خوشحال از اینکه تونسته یکیو نگه داره شترررررررررق ق ق درو پشت سر عمه م کوبیدو گف آخیش مامان رفتن ، راحت شدیم...
یه چی میگم یه چی میخونیاااا ..... اصن داغوووون !!!!