#فانتزی من اینه

خ
خيط وسط حياط ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از بزرگترین فانتزیای زندگیم اینه که یه فــــــــــــــــــامـــــــــیل به درد بخور داشتی�
والا به خدا!!!!!
آخه این خونواده ها که فامیل حسابی دارن و با هم رفت و آمد دارن ،به موقع به داد هم میرسن و خیلی با هم خوبن اینا فتوشاپن یعنـــــــــــــــــــــــــــی0O!%!

پ
پشت کنکوری ۱۱ سال پیش
جوک

عــاقــا فانتزی من اینه برم دکتر بعد دکتربعداز ساعت معاینه و کردن چوب بستـنــی تو حلقـــم برگرده بگه : آقای محترم متأسفانه بایــد عرض کنــــم .... بعد یهویی من بپرم وسط حرفش بگم ببین دکتر من آخــــرخــــط اشـــتــــبام نمیخاد حاشیه بری فقط بگو چقد دیگه؟ و برم سرمو بکوبم به دیوار..
اونم خیلی راحت بگه :بیا بشین سرجات بچه گچ دیوارو خراب کردی کسی تاحالا از سرماخوردگی نمرده ...
بعدشم خیلی راحت برم آمپولامو بزنم . . . . .

ش
شهیاد ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینکه یهو تو خیابون دارم راه میرم که یکی از کارگردان های معرف چشمش بیفته به من و بیاد بگه که من دنبال همچین چهره ای بودم و دعوت کنه ازم که تو فیلمش بازی کنم و کم کم فیلم های دیگه کنار مهناز افشاراتش بس 3. ا بازی کنم و اینقد معرف بشم که از دنیای سینما خداحافظی کنم

a
ali2233 ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که مخاطب نیمه خاصم بهم ﺑﮕﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭘﺎﺷﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﻔﺮ … ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ! ﮐﺠﺎ ﺑﺮﯾﻢ ؟ ﺑﮕﻪ : ﺷﻤﺎﻝ ﻋﺰﯾﺰﻡ … ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ : ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ بریم ﻓﻘﻂ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ پیرهن ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺨﺮﻡ ﺑﯿﺎﻡ … ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ … ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ : ﻧﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺨﺮﻡ … ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ : ﺍﻩ ﻣﯿﮕﻢ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺩ … ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ : ﺳﺮ ﻣﻦ ﺩﺍﺍﺍﺍﺩ ﻧﺰﻥ ﺍﺻﻦ ﻧﻤﯿﺎﻣﺎﺍﺍﺍﺍ … ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ : ﺧﻔﻪ ﺷﻮﻭﻭﻭ ﮐﺜﺎﺍﺍﺍﻓﺖ …
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻥ ﺷﺪ ، ﺑﻘﯿﺸﻮ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ !
الان ﺑﺮﻡ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ !!! اصن ﺑﻪ ﭼﻪ ﺟﺮاﺗﯽ ﺳﺮ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ ؟؟؟

د
دخترمردادی ۱۱ سال پیش
جوک

فانتزی من اینه که یه مرد معتاد که یه دختر ناز و خوشگل داره و خانمش ازش جدا شده عاشقم بشه و من با بدبختی خانوادمو راضی کنم و با هاش ازدواج کنم و اینقد بهش محبت کنم که آقامون اعتیاد رو بذاره کنار و دنیا رو به پام بریزه و دخترشم بهم بگه مامانی بعدشم ما رو ببرن ماه عسل و احسان از ما راز خوشبختیمون رو بپرسه (تا چش زن قبلیه که شوهرشو نجات نداد در بیاد!!! ^___^) بعدشم یه برنامه مستند درست کنن و تو شبکه 4 و شبکه جام جم نشون بدن!!! ^__^

ا
الی ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه ی شب ک بارون شدید میاد منم با آقامون قهر کردم ایشون رو کاناپه خابیده باشن منم تو اتاقمون یهو رعدو برق بیاد منم پتو ب دستم الفرااااارررر پیش اقامون بالا سرش وایسم موهاشو بکشم جییییییییییغ بزنم بد ک چشاشو باز کرد با حالت مظلومانه بگم:میتلشم..اوهوم...ایشونم دستاشو باز کنه بگه بیا پیش خودم بخاب نفسمممم^-^ خیلی شیک و مجلسی آشتی کنیم بعععععلهههه

ب
برادر محسن ۱۱ سال پیش
جوک

بزرگترین فانتزیه من اینه که رئیس بزرگترین باند قاچاقچیا بشم بعد توی اتاقم در حالیکه سیگار رو لبمه رو صندلی پشت به در نشسته باشم..بعد یکی از زیر دستام هراسون بیاد تو بگه ر..ر..ر..رئیس؟منم صندلیم از این چرخشی ها باشه در همون حالت بچرخم به سمت در دستمو بگیرم به سیگارم بگم:چی شده زیر دست؟؟بگه رئیس عفو کن متاسفانه عملیات ل..ل..ل..لو رفت..بعد من سیگارمو از لبم بردارم یه لبخند ملیح(یا ملیه)بزنم آروم از صندلی پاشم سیگارو تو مشتم خاموش کنم با خودم تکرار کنم:..که عملیات لو رفت هااان اکپیری؟بعد بلند بزنم زیر خنده:هاهاها خخخخخ هاهاهاهاها زاااااااااارت(تیر زدم به زیر دستم)..آخر سرم در حالیکه بالای جنازه زیردستم وایسادم سرمو تکون بدم و زیر لب بگم:هه هه پلیس های بیچاره...فکرکردن میتونن منو گیر بندازن...!

م
مرگ درسکوت ۱۱ سال پیش
جوک

به سلامتی
به پاکی دهه نودیاااااا.........
به گودزیلایی دهه هشتادیاااااا....
به باحالی دهه هفتادیااااااااا........
به با صفایی دهه شصتیااااااا........
به صمیمیت دهه پنجایی هاااااااا.......
به سادگی دهه چهلیااااااااااا..........
وبه سلامتی.......
همه اونایی که خوبی کردن ولی بد دیدن...
رفاقت کردن ولی نارفیقی دیدن....
راست گفتند اما دروغ شنیدند....
واسه همه دست رفاقت دراز کردند ولی رو دست خوردند.....
هیچکسی رو تنها نگذاشتند اما تنها موندند........
وبه سلامتی عشقم که منو رد کرد اما یک روز میاد سر خاکم ومن نمیتونم جلو پاش بلند بشم ولی خیالم راحته که اون روز خاک زیر پاشم........
لایک : به سلامتی همه ی بچه های فورجک

د
دایی فرهاد ۱۱ سال پیش
جوک

فانتزی من اینه که جنگ جهانی سوم شروع بشه ایران یه طرف باشه تمام ابرقدرتها هم یه طرف بعد ایران در معرض شکست قرار بگیره بعد بیاند ایرانیا به من بگن داش فرهاد به کمکت خیلی احتیاج داریم هر کاری میتونی بکن من موشکای هسته ای ایران را بر دارم مثل سنگ یکی یکی تو همه کشورا بندازم (البته بادست خالی) بعد ارتش ایران را بر دارم برم کل دنیا را بگیرم بعد یه ارپی جی بزنم به خودم منفجرشم برم افق

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

فانتزی من اینه
از کشور خارج شم ، تو فرودگاه کشور مقصد بیان دستیگرم کنن
بپرسم : به چه جرمی منو دستگیر کردین؟
بگن : تو یکی از مغز های کشوری ، به جرم فرار مغزها دستگیری
منم با لبخند توضیح بدم : میخواستم 2هفته به مغزم استراحت بدم ،
آب و هوایی عوض کنم ، 2هفته دیگه برمی گردم و در خدمتم^_^
.
.
.
.
.
.
خودم به خودم : خفــــ*ه شو

❤❤❤popol❤❤❤ ۱۱ سال پیش
جوک

همیشه فانتزیم این بود که یه گیتار داشته باشم بعد موقعی که حالم خیلی خراب بود و از زندگی خسته بودم با عصبانیت بکوبمش به دیوار خرده چوباش با صحنه آهسته پخش شه تو هوا گیتار که ندارم ولی یه دفعه که حالم همچین بد نبود با یه تیکه چوب اینکارو کردم کصافط یه تیکش پرید تو چشمم داشتم کور میشدم فک کنم باید حالم خیلی بد باشه تا صحنه آهسته بشه.

unlucky. ۱۱ سال پیش
جوک

فانتزی من اینه که وقتی رفتم خواستگاری و به طرفم گفتم مخاطب خاص داشتی بگه دیگه من. داشتم و دارم یکی مامانم محرم رازم یکی بابام که عاشقه منه یکی داداشم که حامی منه همه جا
من از اوناش نیستم که به خاطر کم بود محبت به هر کسی بگم مخاطب خاص
ینی همچین دختری هس؟

ش
شری ۱۱ سال پیش
جوک

فانتریم اینه که یه روز که هوا بد دو نفرست و تو مایه های رمانتیسیسم وقتی دارم با پیکان کوپه قرمزم بوق زنون لب خندون میرم سر تمرین پرسپولیس برای قوت قلب بازیکنا ناگهان یه پیکان شاسی بلند بیاد کنارم و توش یه بازیکن استقلال باشه ، تو یه آن که یه عمره عاشق دماغ سربالا و چشای سیام بشه و درجا خواستگاری کنه و بگه الا و للا میخوام زنم شی منم درحالی که جلوم یه ستون تصور می کنم بخونم ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمی دونی اونم از پنجره بپره بیاد در ماشینو باز کنه زانو بزنه بخونه دوری ازم تا رویا شی عاشقتم هرچی باشی منم یه هوک راست بزنم تو صورتش و درو ببندم اونم نفرینم کنه الهی کف شامپو بره تو چشت منم بگم دوست دارم منو اینجوری به یاد بیاری پرسپولیسی که تورو شکست داد و تو افق محو شم.

M
M@$IM0 ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که یه روز تو پارک نشسته باشم و مشغول کتاب خوندن باشم(املام به صورت اریب تو حلق همتون) که یهو ببینم چند متر اونورتر یکی از بازیگرای مشهور وایستاده و کلی ادم دورش جمع شدن و دارن ازش امضا میگیرن و کلی سر و صدا راه انداختن بعد من با عصبانیت از جام بلند شم و داد بزنم مگه نمیبینید دارم کتاب میخونم این همه داد و فریاد میکنید یه کم شعور اجتماعی خوب چیزیه! بعد یکی از اون طرفدارا بگه بابا میدونی این کیه؟ منم با کمال خونسردی بگم هر کی میخواد باشه! از کنارشون رد شم وبرم تو مایل محو شم(اخه افق و عمود میگن پره)!!!!:)
من^_^
بازیگره._.
طرفداره0_o