#فانتزی من اینه

n
naaziii ۱۰ سال پیش
جوک

علامت اختصاصیNaaziii
یکی از فانتزیای فوق العاده معکوسم اینه که یه مغازه پیدا کنم که توش شلوار کردیه دخترونه باشه(از اونا که عباس مستقیم داره ولی دخملونش^_^)
در رنگ بندی های مختلف^_^
و یه گوشی داخلش به عنوان هدیه باشه از اونایی که راحت از جیب درمیاد^_^
بجای آرپی جی و یخچال هم داخل جیباش پاستیلو گوجه سبز باشه^_^
دخترااااا بلایکید ببینم چند نفریم که فانتزیمون این بوده!!
لایک:من!!
لایک:برو بابا دلت خوشه دختره روانی!!

a
altair m 7/8 ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از فانتزی ای معکوسمم اینه که با شلوار کردی گوجه ای و تاپ سیاه ادیداس made in IRبرم مهمونی گنگسترا. بعد اونجا با ورود من همه عینک آفتابی بزنن و رونالدو و مسی اونجا باشن و جنیفرم اونجا بخونه بعد منم برم قر بدم .
که جنی بگه به افتخار الطایر کچل اهنگا گود بای ارتی جعفر بخونم
که یدفعه ای جاستین مثل جن از پشتم ظاهر بشه با ناخوناش بزن قلبمو دربیاره (آره جاستین ناخوناش مثه دخترا بلنده) بعد ببینه که من قلب ندارمو و من به قردادن ادامه بدم و جاستین ضایع بشه بره تو افق محو بشه راهش ندن مجبور بشه بره تو خورشید.
ممکنه کسی کپی کنه بگه با اجازهکپی کلاس داره لعنتیا
دوستان پرسیدن چرا عینک زدن ؟دلعنتیا آخه من آدم روشنفکریم نورم چشاشونواذیت میکنه
Altair m7/8

ش
شاهزاده آفسا ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام( الکی مثلا خیلی زیادن) اینه که یه صبح که دارم پیاده میرم سر کوچه به جای اون مینی بوس داغون، یه اسب سفید بی سوار بیاد جلوم ترمز کنه!
بعدم به حرف بیاد و بگه:
عزیزم عزرائیل حال نداشت خودش بیاد منو فرستاد بیام ببرمت یه خدابیامرز کارت داره....
من( با آه و فیس و افاده) اه خسته شدم برو بهش بگو دیگه نمیام تو جون گرفتن کمکش کنم....
اسبه: چرت نگو بپر بالا وگرنه خودت می میری...
من : خفه شو امروز می خواد بپرسه حال و حوصلتو ندارم.....
اینو از دفترچه خاطرات یه پرایدینه( یه چیزی مثه گرگینه) برداشتم....
اینا انسان هایی هستن که نیمه شب ها پراید میشن.....
مراقبشون باشید

L
LORK ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه یه نوه داشته باشم به اسم ایمان.شیطون هم باشه، من رو هم خیلی دوست داست داشته باشه.بعد هی گریه زاری کنه بگه منو ببرید پیش بابا بزرگ( حالا ماکه شانس نداریم، خوبه فانتزیه وگرنه منظورش اون یکی بابابزرگش می بود). بعد ننه باباش بیارنش بزارش پیش من. منم چون خیلی شیطونه زنگ بزنم بهشون بگم: ای کسانی که ایمان آوردید!!! بیایید ببریدش، خیلی اذیت می کنه...
ایمان :)
ننه باباش:|
من در سن بیست سالگی به فکر نوه :)

M
MOHAMMAD 81 ۱۰ سال پیش
جوک

***MOhammad***81***
یکی از فانتزیام اینه که
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اونقد جوکو طولانی کنم که با تاکسی بیاین پایین
حالا برین بالا لاییک کنین هم برای آب شدن اون تپه ای که اسمشو شکم گزاشتی خوبه هم برای تقویت اعصاب
راستی بابامم تک فرزنده یعنی عمه ندارم

خ
خوبه والا...(•_•) ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از اون فانتزیایی که خدا تا حالا نصیببم نکرده اینه که..
دارم تند تند توی پیاده رو راه میرم تا برسم خونه...یه جونی میاد محکم تنه میزنه به یه پیرزنی که کلی واسه عید خرید کرده...همه ی پلاستیکاش پخش میشه و میوه ها میریزه کف پیاده رو...جوون بی توجه بازم به راهش ادامه میده...
گوشیم زنگ میخوره
من.بله مامان؟
مادر گرام. جرا نمیای ؟
من.دارم میام.
میرم سمت پیرزن
من.سلام حاج خانوم.کمک میخواین.
پیرزن.ممنونت میشم مادر
میوه هارو جمع میکنم وبقیه ی وسیله هارم از دستش میگیر�
من.کجا تشریف میبرین؟
پیرزن. خونه ام
من.کدوم وریه؟؟؟
بادستش به کوچه فرعی اشاره میکنه
من.پس پیش به سوی خونتون
دره خونه رو بازمیکنه ووسیله هارو میذارم توی حیاطش
من.خب دیگه من بااجازه تون رفع زحمت کن�
پیرزن.""" خیلی ممنون مادر ایشالا عاقبت به خیر شی""""
یه لبخند بزرگ تمام صورتمو ر میکنه
من. چاکریم...
گوشیم دوباره زنگ میخوره
مامان.مهمونا اومدن کجایی؟؟؟
من در حالی که دارم می دوم... اومدممممم�
تا باشه از این فانتریای دوست داشتنی...^___^

R
Raha ۱۰ سال پیش
جوک

خخخخ تف ( علامت اختصاصی)
یکی از فانتزیام اینه وقتی درحال خونه تکونی هستیمو داریم زیر میز یا جاهایی رو تمیز میکنیم که به چشم دیده نمیشه،دستمون به محتویات چند روز پیش گیگیلی های اعضای خانواده نخوره.لامصب کوفتمون میشه.
لایک: اوووووووووف راس میگی
لایک: عوووووق بالا آوردم.
(*_*)والاع بوخوداااا

ع
علیرضا 24 ۱۰ سال پیش
جوک

««بہ نام یزدان و بہ یاد ڪوروش»»
یکی از فانتزی هام اینه که فاز سه گروه رو بفهمم
اینایی که از فورجوک کپی میکنن دوباره میفرستن همین جا
اینایی که پستای کپی شده دسته اول رو لایک میکنن
این مدیر نامردی که فقط واسه من میزنه محتوای تکراری و واسه پستای دسته اول نمیزنه

m
mahdi-ashrafi ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که مدیر 4جوک واس عید دیدنی بلند شه بیاد خونمون منم یه ظرف پر پسته در بسته بزارم جلوش!!!
بعد در حالی که داره سعی میکنه فقط یدونه از پسته هارو باز کنه و موفق هم نمیشه من هی بهش بگم بیشتر تلاش کن!
آی حال میده
آی حال میده
موافقا و مخالفا لایک پلیییز

م
محمد حسین6یا6 ۱۰ سال پیش
جوک

محمد حسین جانعلی 6 یا 6
فانتزی مثبت مثبت منفی من اینه در حالی که دارم با پراید ماشین سواری میکنم و پیاز با سنگک میخورم یه فقیر بیاد بهم یالمه پسته بده بگه میای پیازتو با پسته من عوض کنم منم بگم: نه پیاز عشق منه اونم بگه:باشه
.
.
.
.
.
.
این فانتزی صرفا جهت آشنایی شما عزیزان با پیاز بود

م
محمد حسین6یا6 ۱۰ سال پیش
جوک

محمد حسین جانعلی 6 یا 6
.
.
.
فانتزی من اینه وقتی دارم گاو همسایه رو میدوشم با پاش بزنه تو صورتم منم در حالی که از زندگی نا امید شدم یه صدایی تو گوشم بگه:
تو می تونی
من می دون�
تو حتما موفق میشی
اگه تلاش کنی
می دونم که موفق میشی
در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است
و از این حرفا...
در حالی که دارم با غرور از جام بلند بشم گاوه بزنه کتلتم کنه بمیرم!!!

م
محمد حسین6یا6 ۱۰ سال پیش
جوک

محمد حسین جانعلی 6 یا 6
فانتزی من اینه که در حالی که دارم هیچ کار نمی کنم(آخه همیشه کاری می کنم خواستم تنوع بشــه) یهو بخوابم تو خواب ببینم سوار یک عدد لامبورگینی شدم بعد از خواب بیدار بشم با صدای خسته بگم:چـــــــــرا؟؟؟چــــــــــراا؟ تو خواب پراید سوار نشدم؟؟؟؟
رفتم بیرون ببینم یک عدد انسان شاسگول دارد ماشین فورجوکیان را خط خطی می کنه منم جو گیر بشم بگم:
زندگیم مث ِکاغذی خط خطی
چشاتو وا کن از این.خوابه تنهایی پاشو
زمین خوردی حرف نزن زودی پاشو
نمیتونی به یاد بیاری ديگه خوبیاشو
چشاتو وا کن هنوز همونجایی
دم پنجره میری خسته از این همه دیواری
نفس میکشی ؛ شک داری بیداری
تو که خوبی بگو گله داری از چی داری؟
.
.
.
.بعد اونم هنگ کنه منم بگیرم مث سگ بزنم صدای خر بده
بعد پلیس بیاد منو بخوره
و
دیگر
هیچ...

م
محمد حسین6یا6 ۱۰ سال پیش
جوک

محمد حسین جانعلی 6 یا 6
یکی از فانتزی هام اینه در حالی که دارم با ترازوی مش غلام سرکوچه ای وزنه های 100 کیلویی رو می ذارم روش و ازش پسته می خرم O-o وقتی اون چشاش اون طوری شد که در خط بالا ذکر شد بگم : چیه همانا کسی که پراید دارد انگار همه چیز دارد.(چه جمله قصاری!!!)
بعد اونم به حال من من غبطه بخوره بگه:
.
.
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه‌های جدایی
سلام لنگی:D
.
.
.
منم بگم:مرتیکه خرُپدرِ کیسه کش استقلالی
.
.
.
اونم بگه:استاد رانندگی بین المللی جاده چالوس با پراید(منما) با شما نبودم با تلفن بود�
منم جمله حکیمانم گوه کنه بگم:
همانا کسی که جلوی من حرف زشت بزند کره خر است.
.
.
.
بعد اونم خشتک خود را بدریدندی و نعره ها بزندندی و چهار نعل به صحرا گریختندی

م
محمد حسین6یا6 ۱۰ سال پیش
جوک

محمد حسین جانعلی 6 یا 6
فانتزی منفی منفی مثبت من اینه:
یه رو در حال راه رفنن تو نیویورک سیتی باشم و در حالی که پسته می جووم و مورچه ها رو له می کنم سلنا اوسکوله(اسمش سلنا هست ولی فانتزی منه دوست دارم بنویسم سلنا اوسکوله) جلوم ظاهر بشه منم که از مراسم مورچه کشی پستی خوری تازه اومدم بیرون حس شاعریم گوه کنه(همون گل کنه هست) بگم:
سلنا اوسکله دلمو برده/ با لامبورگینی غصمو خورده
بعد اون بگه محمد حسین احـــــــــمـــــق الان عباسو صدا می کنم...(این جا خانواده نشسته!!!) بعدش منم با صدای خــســته بگم:
سلنا خفه شو / الان چپه شو / مثل مورچه ها / من لهت کن�
اونم با صدای گندش بگه : تو برو سوار پرایدت رو سوار شو!!!
منم چون به ماشین فورجوکیا توهین شده و قاطی کردم بگم:
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت
اوسکولان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند:D
بعد جناب حافظ بیاد نمره ادبیاتمو 0 کنه منم اهمیت ندم بیام خونه سوار پرایدم بشم و در حالی که با نگاه عاقل اندر گلابی به حافظ نیگا می کنم برم تو افق محو شم<<<<<
.
.
.
دوستی(همون اوسکوله که هی میپرسه)پرسید:چرا شما تو نیویورک سیتی بودید؟؟؟
.
.
.
چون دیگه نیــــــــاوران جا نداره:دی
من با چه زبونی بگم نیاوران پر شده!!!
می فهمی پـــــــــــــــر شده از فیس بوقی ها