با پسر خاله م رفتیم مرکز انتقال خون یه کیسه خون ازش گرفتن بیهوش شد
.
.
.
.
دو کیسه خون بهش دادن بهوش اومد...!
اینم از پسر خاله بی جون ما
فک و فامیه خدایی؟؟؟
@AMinNK · ۷۹ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
با پسر خاله م رفتیم مرکز انتقال خون یه کیسه خون ازش گرفتن بیهوش شد
.
.
.
.
دو کیسه خون بهش دادن بهوش اومد...!
اینم از پسر خاله بی جون ما
فک و فامیه خدایی؟؟؟
یادمه بچه بودم حدود 3 سالم بود...
زمستون بود داشتیم هندونه میخوردیم. نصفشو تیکه کرده بودیم که بذاریم تو یخچال... من لج کردم که این نصف هندونه رو من تنهایی میخورم...
بابام گفت نمیتونی بخوری زیاده . ولی باز لج کردم. گفت باشه ولی اگه نخوردی میریزم رو سرت. D:
عاغا من هر کاری کردم نونستم بخورم خعلی زیاد بود خدایی... بابام هم دمش گرم برداشت با قاشق کل هندونه از پوستش جدا کرد گفت بریم تو حیاط.
هوا هم سرد بود این هندونه رو خالی کرد رو سر بنده .خخخخخخخ
بعدشم گفت حق نداری بیای تو خونه... منم با اجازه تون یه ساعتی وایسادم همونجا تا یاد بگیرم لج کردن کار خوبی نیست .!!!
راستی مورچه ها هم عومده بودن حالمو بپرسن نامردا . . .
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
.
.
.
خر ما از کره گی گوساله ای بود که گاومان زاییده بود . . . NW
شبها وقتی می خوای بخوابی میبینی كسیو نداری !!!
كه بهت فكر كنه!!
اینجاست كه :
... میفهمی برخلاف شلوغیه درونت, چقدر تنهایی!
پسر همسایمون 6 سالشه اومده به باباش میگه من زن میخوام. باباش بهد از اینکه چشاش 4 عدد شده بود بهش گفت بذار بزرگ شی بد واست زن میگیرم. میگه نه تو حالا بگیر ما با هم بزرگ میشیم..
من با 21 سال سن جلو نیم وجب بچه خجالت کشیدم.اگه من هم سن این بودم به بابام همچین چیزی میگفتم الان زنده نبودم...
امروز اینجا(بندرعباس)بارون اومده هوا شده ملس.
یاد بچگیام افتادم . . .
شما هم تا بارون میومد مدرسه رو بیخیل میشدین یا من فقط اینجوری بودم؟؟؟
اینم ادامه ش
چرا با موسیقی سنتی شون نمیشه رقصید؟
چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟
چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟
چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟
چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟
چرا وقتی خانومها به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟
چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟
چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟
چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟
چرا پشت کامیونها شعر می نویسن ؟
چرا با پیتزا دوغ نمیخورن؟
چرا با اینکه همه فضولند از فضولی بدشون میاد؟
چرا مردها ترجیح میدن گم شن اما آدرس نپرسن؟
چرا بچه ها همه خانوما رو خاله خودش میدونه ؟
چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟
چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟
چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟
چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟
چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟
چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟
چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟
چرا زنها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟
چرا هر رابطه ای یا باید مخفی باشه یا به ازدواج ختم بشه؟
بابا تو دیگه کی هستی کنار من نشستی
هی میزنی یه دستی خود گودزیلا هستی
امیر 21 و sheytoonak همه و همه از دستت آســـــــی
کلمه میگی خیلی سنگین خودمو میگیرم به دیوار دو دستی
ضایع میکنی مارو بد جور دهه هشـــــتــــادی هستی
بچه که بودم وقتي ميرفتيم مدرسه يکي در مدرسه وايميستاد و جيب و کيفمون رو رو ميگشتن که لواشک و تنقلات و تخمه و ... توش نباشه. کلا اين موقع ها عاشق زمستون ميشدم آخه يه کاپشن داشتم که جيب داخلي داشت منم پرش ميکردم از تخمه و تنقلات با خيال راحت ميرفتم داخل مدرسه.قاچاقي بود واسه خودش
برف مي بارد به آخر خيابان رسيده ام، پشت سرم را نگاه مي کنم و ردپاي تنهايي ام را مي بينم که از دوردست ها شروع شده است!!
بابام خدا عمرش بده 45 سالشه تازه يادش افتاده بره مو بکاره.
حالا من که 21 سالمه داره موهام ميريزه برگشته بهم ميگه من ديگه روم نميشه دنبال تو جايي بيام.
آخه شما بگين من بهش چي بگم؟
آفا قضیه اون دیوار بتونی چی بود؟ منم یکی میخوام البته دو لا باشه لدفن (به قول 4جوکی ها)
باباي پسر دوسته دارم من؟
انشا در مورد دهه هشتادیا:
دهه هشتادیا موجوداتی شبیه به انسان بس خطرناک و مسلح به زبان دراز هستند. تا کنون مشخص نشده که این موجودات از کدام سیاره یا کهکشان می باشند.
از خصوصیات بارز دهه هشتادی ها میتوان به در آوردن اشک در کسری از ثانیه اشاره کرد که همچون پیاز میمانند.
با این موجودات هرگز شوخی نکنید چون 1 کلمه فقط 1 کلمه به شما میگویند که دیگر نمیتوانید در چشم دیگران نگاه کنید ( از فرط ضایع شدن ).
دهه هشتادی ها قابلیت این را نیز دارند که شما را از به دنیا آمدنتان پشیمان کنند. هر کجا این موجودات را دیدید به سرعت محل را ترک کنید.ولی اگر در خانه با یکی از اینها زندگی میکنید خدا به شما صبر بدهد.
((منم با یکیشون زندگی میکنم)
Night Wolf
بيخودي پرسه زديم،صبحمان شب بشود
بيخودي حرص زديم،سهممان کم نشود
ما خدا را با خود، سر دعوا برديم،
و قسم ها خورديم، ما به هم بد کردي�
ما به هم بد گفتيم،ما حقيقتها را،زير پا له کردي�
و چقدر حظ برديم،که زرنگي کرديم،
روي هر حادثه اي ،حرفي از عشق زديم،
از شما ميپرسم،ما که را گول زديم؟؟