وقتی قلیون میکشم همه سلولای بدنم میگن دوست داریم.
این وسط ریه ام هم یه گهایی میخوره جدی نمیگرم :دی
@fatooproxy · ۱۱۳ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
وقتی قلیون میکشم همه سلولای بدنم میگن دوست داریم.
این وسط ریه ام هم یه گهایی میخوره جدی نمیگرم :دی
كيا با اين حرف موافقن ؟؟
امتحان بدون تقلب مثل نوروز بدون هفت سين ميمونه ...
:))
مامانم به بچه ی خواهرم که پنج سالشه گفت: امیر علی بیا کشک بادمجون بخور
اونم با اخم گفت: من کفش باباجون نمیخواا�
من :)
مامانم :))
امیرعلی :(
کشک بادمجون :0|(
اگه رگ غیرت یک زن بگیره
.
.
.
.
حتی سوسک هم جلودارش نیست !
دیدم که میگیما :))))))))))
دیشب ساختمون کناریمون آتیش گرفته بود،
با بابام سریع لباس پوشیدیم بریم کمک مامانم یهو داد زد:
صبــــــــــــــر کنید!! دارید میرید آشغالارم ببرید،بزارید جلوی در!!!
من :|
بابام :|
ساختمون بغلی :(
آتیش :)
دیشب داشتیم از خونه عموم برمیگشتیم،وسط راه بابام گفت:تندتر برو دستشویی دارم،منم گازشو گرفتم،اومدیم خونه،بابام رفت دسشویی کارشو انجام داد،اومد تواتاقم زد پس کله م،گفت:عوضی چقد تند اومدی؟وقتی تنها هم میری بیرون همینجور میرونی؟هااا؟
گفتم:بابا خودت گفتی تند برو:((
گفت:من بگم برو تو چاه،تو باید بری؟
:|:|:|
اگر نيوتن قبل از مرگش چشماي پسر ايروني رو ميديد ،
.
.
.
.معني واقعي جاذبه رو ميفهميد ، بعلــــــــــه . ..
سلامتي همه ي پسران ايراني...
کسی که من ازش خوشم میاد و اون از من خوشش نمیاد باید
جواب تلفن و مسیجامو نده،فیسبوکشم دی اکتیو کنه!
باید خونه شونم عوض کنه که حالیم شه ازم خوشش نمیاد..!
یه همچین آدمی هستم من :)))
به حرف هایی که می خواهی بزنی دقت کن؛
شاید همین حرف ها ، دلی را ناخواسته برنجانند...
و نسبت به حرف هایی که می شنوی بی دقت باش ، شاید از دهانی شنیده باشی که قبل از حرف زدن به آن فکر نکرده است.
از بي دوس دختري ، يه پروفايل به اسم دختر مورد علاقه ام درست کرد
باهاش اين اِ ريليشنشيپ زدم ... پروفايل خودمو با فايرفاکس باز ميکنم ،
پروفايل دوس دختر تخيليم رو با گوگل کروم...
خلاصه هر شب تا ساعتِ 2 نصف شب باهاش چت ميکنم ،
اين روزا از درس و زندگي افتادم حتي D:
ولي خوبيش اينه که همه چيز هم بر وفق مُرادمه ، خيلي دختر خوبيه خداييش :(
بعید نیس همین روزا بهش پیشنهاد ازدواج بدم ...
سنِ من بستگی به خواستِ مامانم داره!
یه وقتا میگه "اَه!خرس گنده! فکر کردی هنوز بچه ای؟ این کارا دیگه از تو بعیده!از سن وسالت خجالت بکش!"
یه وقتا هم میگه " باز حرف مفت زد! آخه بچه چن بار بگم تو دخالت نکن! حالا مونده این چیزارو بفهمی!"
:)))))))
به سلامتي درياچه اورميه...
نه بخاطر اينكه مظلوم هست فقط به خاطر اينكه هيچ وقتي اجازه نداد كسي توش غرق بشه...(وجود نمکهای درون دریاچه مانع از غرق شدن افراد میشد حیف که چنین جاذبه گردشگری و نعمت بزرگ الهی رو از دست میدهیم)
:-((((
یکی از تاسف هایی که همیشه تو زندگیم میخورم اینه که ما باید 12 سال جدا از هم درس میخوندیم ولی مدرسهی موشها مختلط بود !!!
:-((((
مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است. نمازش ترک نمی شود. زیارت عاشورا می خواند. روزه میگرد. مسجد میرود ... خیلی پسر با خداییست ...
لحظه ای دلم گرفت ... در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم ... نماز نمیخوانم ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم میاورد ... دستهای پینه بسته پدرم را دستهای خدا میبینم ... زیارت عاشورا نمیخوانم ولی گریه یتیمی در دلم عاشورا برپا میکند ... نه من روزه نمیگی
رم ولی هر روز از آن دخترک فال فروش فالی را میخرم که هیچوقت نمیخوانم ... مسجد من خانه مادربزرگ پیر و تنهایم است که با دیدن من کلی دلش شاد میشود ... خدای من نگاه مهربان دوستی است که در غمها تنهایم نمیگذارد ... برای من تولد هر نوزادی تولد خداست و هر بوسه عاشقانه ای تجلی او ...
مادرم ... خدای من و خدای پسر همسایه یکیست ... فقط من جور دیگری او را میشناسم و به او ایمان دارم ... خدای من دوست انسانهاست نه پادشاه آنها ...
واقعیتی درباره پسران :
ممکن است تمام روز سرو گوششان بجنبد ،
اما قبل از خواب ؛ همیشه به دختری که
واقعا دوستش دارند فکر میکنند !
... واقعیتی درباره دختران:
ممکن است تعداد زیادی طرفدار داشته باشند ،
اما قلبشان ؛ فقط متعلق به یک نفر خاص است ...
جشن گرفته بودیم دختر خواهرم ۴ سالشه گفت ، دایی میخوام به مناسبت تولدت برات شعر بخونم این شعر تقدیم به تو ، قیافه من در اون لحظه :)))))))))
گفتم بخون دایی
گفت :
سلام سلام عزیز�
گوساله تمیز�
...دمت سفید و آبی
پشکل نریز رو قالی
:))))))))
بعد از یک سال رفتم کچل کرد�
اومدم خونه مامانم میگه: وای پسرم چه خوشگل شده قربونش بر�
داداشم میگه چرا خودتو شبیه کمونیستا کردی؟
اون یکی داداشمم که خواب بود بیدار شد با قیافه ای کاملا متعجب نگام کرد دوباره خوابید
نوبت بابام که شد :-l
از سر کار اومده میگه ها هـــــا ها سلام کله خربزه ای :D
:-l پدر داریم ما؟
من :-%$&
یه روز از بیرون اومدم رفتم رو تخت خوابیدم..مامان بابام اومدن بالا سرم..مادرم با محبت هرچه تمام دست تو موهام کرد و گفت:الهی قربونش برم....
بعد با یه لحن غم انگیز به بابام گفت:خوب شد دختر نشد وگرنه رو دستمون باد میکرد!!!
:|
دخترک طبق معمول هر روز، جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های فرمز رنگ با حسرت نگاه کرد. بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد:
اگه تا آخر ماه، هر روز بتونی تمام چسب زخم هاتو بفروشی، آخر ماه کفش های قرمز رو برات
می خرم.
دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا ...
و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت:
نه ... خدا نکنه ... اصلا کفش نمی خوام!
عکس العمل مردم بعد از تاخیر مترو:
ژاپن 10ثانیه تاخیر: شکایت از واحد حمل و نقل
ایتالیا 1 دقیقه تاخیر: مسئولین بی کفایت
اوکراین 3 دقیقه تاخیر: تعجب :O
ایران بعد 20 دقیقه: ایول یه قطار اومد =))