ديشب داشتم ميومدم خونه کوچه تاريک بود ديدم مهتاب زده رو زمين يه تکه نون مانند هم افتاده زمين من سريع برداشتمش و بوسش کردم اومدم بذارم يه کناري تازه متوجه شدم نون نيست دستمال کاغذيه حالا خداکنه مريض نشم قصدم خير بود!
@نريمان · ۶ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
ديشب داشتم ميومدم خونه کوچه تاريک بود ديدم مهتاب زده رو زمين يه تکه نون مانند هم افتاده زمين من سريع برداشتمش و بوسش کردم اومدم بذارم يه کناري تازه متوجه شدم نون نيست دستمال کاغذيه حالا خداکنه مريض نشم قصدم خير بود!
سوار اتوبوس شده بودم داخلش به حدي شلوغ بود که آدم کنسرو ميشد بعد تو اين شلوغي يه نفر سوار شد که يه کوله پشتي کوهنوردي هم پشتش بود که با هر دست انداز کوله طرف ميخورد تو سينم يعني ميخواستم تو اون لخظه خرخره طرفو بجوم* کيا تو اتوبوس مثل من با اين آدمهاي بي فرهنگ برخورد کرده بزنه لايکو
بعضي ها اگه چند روز بهشون پيامک ندي چنان بهت تيکه ميندازم که ديوار ترک ميخوره حالا خودشون براي اين که بهت پيامک بدن بايد يه کارتن خرما نذر کني تازه اگه دستشون نلرزيد و پيام اومد تا وا ميکني ميبيني تکراريه/با کيا شديم هفتادو پنج ميليون والاااااااااااا/
دانشگاه تعطيل شدو من سوار اتوبوس شدم که شانس من يه صندلي خالي بودو منم رفتم نشستم که ديدم يکي از همکلاسيهام که دختر هم هست وايساده منم اومدم تريپ جوانمردي بردارم و بهش گفتم شما بفرماييد جاي من بشينيد:) درون لحظه دختره پشتشو بمن کردو محل نذاشت و من توي جمع ضايع شدم :0 آخه همکلاسي آدم ضايه کن که ما داريم؟
بعد عمري عموم ما رو دعوت کرد ويلاشون تو شمال بعد ديديم فردا صبحش داره يه نهال خيلي کوچيک ميکاره بهش ميگم عمو چرا اينقد نهاله کوچيکه يه ذره بزرگتر ميگرفتي :) گفت عيب نداره دفعه بعدي که بياي نهاله يه درخت تنومند ميشه فکر کنم راست گفت چون ار اون موقع سه سال گذشته و هنوز خبري از ما نميگيره :( آحه فک و فاميل داغونه که ما داريم؟
<p>
آقا من ديروز با کلي ذوق و شوق تيپ زدم و کت و شلوار پوشيدم و کراواتم بستم رفتم عروسي!تو عروسي خالم بهم گفت چه چاق شدي(در صورتي که من بدنسازم)؟داييم گفت چرا کچل شدي؟شوهر خالم گفت سربازي؟اون يکي خالم هم گفت خيلي بي معرفتي(در صورتي که نيستم)/يه نفر هم نگفت چه خوشتيپ شدي:( دلم خفن گرفت :( آخه فک و فاميله که ما داريم؟حالا خانمها و آقايون براي اينکه دلمو شاد کنيد لطفا بزنيد لايکو:)</p>