1

1alaf

@1alaf · ۸۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱ رأی)

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

چند سال پیش داییم (خدا بیامرزتش) فوت کردن.
روم تاثیر خیلی بدی گذاشته بود.
یه هفته بعدش داشتم با بابام حرف می زدم.یهووی حرفمون کشید به مرگ و میر.منم اومدم مصلا خدمو براشون مهم جلوه بدم.
گفتم: باید قدر همو بدونیم چند روز پیش دایی زنده بودا اما الان دیگه پیش ما نیست.شاید چند وقت دیگه منم پیش شما نباشم.اون موقع اس که حصرت می خورین که چرا باهاش خوب نبودم.
می دونین در کمال بی احساسی برگشت بهم چی گفت؟؟؟؟؟؟؟؟
گفت:اون وقتم یه دوروز واست گریه می کنیم بعدشم که فراموشت می کنیم می ره پی کارش.ینی فک کردی انقد مهمی که بشینم بقیه عمرمو به عذای تو بگذرونم.
من:(((((((((((
بابا::)
خدایا به همه بابا-مامانا سلامتیو طول عمر بده.مادر پدر منم همین طور.

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

باور کن راست می گم.
ترم دوم فیزیک2(الکتریسیته و مغناطیس)داشتیم.
استادمون یه پسر جوون از اون غدآآآآآآ بود.اولین جلسه اومد پرسید کدوما این درسو افتادن؟منم همون لحظه یاد خاطره ای افتاده بودم لبخند رو لبم بود.یهوویی گفت لابد تو افتادی؟منم گفتم نه.از اون اصرار از من انکار(خداییش نیوفتاده بودم اولین بارم بود)
بعد عید همین که از در وارد شد دوستم تو جزوه ناقص و کثیف من یه چیزی نوشت.استاده دید نامرد مجال نداد من اون نوشته رو بخونم یا پاکش کنم.
بین اون همه دانشجو اومد جزوه منو برداشت ببینه تا کجا درس داده.منم درحال سکته زدن که این با من لجه الان یه جوری منو ضایع می کنه که دیگه سرمو نتونم تو دانشگاه بالا بگیرم.
یه پسریم پشت من بود هی می گفت استاد اون جزوش مال ترم پیشه.یه بار افتاده بیاین جزوه منو بگیرین
استاده چنان نگاهم کرد و گفت آره؟ که همه گفتن چک رو خوردی.گفتم نه به خدا.
خلاثه اون نوشته رو خوند و رفت.
بعد نگاه کردم دیدم رفیقم نوشته پیرن صورتی دلمنو بردی.
ینی من هرکاری کنم بازم تو کلاس مشهور می شم والا

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

الان مامانم اومده تو اتاقم منم دیگه فرصت نکردم این صفحه هارو مینیمایز کنم.نگاه می کنه میگه: که فک فامیل ماداریم؟
بعدشم نیشخونم می گیره میگه:آره فک فامیله دارم مصلا یکی مثل تو.
بعدشم گذاشت رفت بیرون.
این 4جکم باعث اختلاف بین ما میشه آآآآ.

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

اون موقع که من ماشین داشتم هرکدوم از اعضای خانواده برا کوچکترین جاهااااا هم باماشین من می رفتن آآآآ.ینی این بابام اگه میشد دستشویی رو هم باماشین من می رفتآآآآآآ.در این حد
حالا که چند هفته اس ماشینمو فروختند تا میام سوییچ ماشین دیگرو بردارم مامانم+بابام(چند وقت دیگه عمه و عمو و...) میگن:کجا؟؟؟یا میگن:با ماشین کار داریم
ینی عمرا بذارن من برونم.!!!!!!
حالا میام میگم خب نمی ذارین که خودم برونم پس بیاین منو تا یه جایی بروسونین لاعقل.میگن: حالا کجا میری؟
بعدم اگه مسیرم دور باشه می گن برو سر خیابون ماشین بگیر.
اگرم تقریبا نزدیک باشه می گن:دو قدم راهه دیگه خودت پیاده برو
خب شماها که نمی خواستین به من ماشین بدین اصلا چرا ماشینمو فروختین هاااااا!! نه چرا؟؟؟وعده وعیدا یادتون رفته؟
از من به شما وصیت هیچ وقت به وعده وعیدای والدینتون گوش فرا........
جای خالی را خودتون پر کنید:دی

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

داشتیم شام می خوردیم بابام ازم می پرسه الاف ترم چندی؟
من:( ینی نمی دونی؟؟؟؟؟
بابام:نه!!!!!!واسه چی باید چیزای بی احمیتو تو ذهنم نگه دارم؟
من:|
بعد از چند دقیقه یهوویی گفت:تو که ترمتو نمی گی می ترسی بفههمم چقد دیگه باید تموم کنی که حتما با این وعض درس خوندنت تموم نمیشه.حداقل بگو چن سالته؟
من:0 بابای من ینی سنمم نمی دونی؟؟؟؟
خداییش ما دو تا بچه بیشتر نیستیم.بابامم حافظه اش توپه توپه!!!!!.داره phd می خونه.
من موندم ینی من انقده براشون بی اهمیتم؟؟؟؟
واقعن اگه مثل این رفیقم حساس بودم تا حالا یه بلایی سر خوردم آورده بودم آآآآآ.
ولی برعکس بنده در 4 jok هستم در خدمت شما
می رم یه تستهDNA بدم اگه نیومدم بدونین دیگه:دی

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

دیروز دیدم دوستم پکره.
بهش می گم چته؟می گه نپرس.امروز اومدنی به دانشگاه با خانواده ام دعوام شد.الان اصلا حس و حال زندگیو درس و دانشگاهو ندارم.
حالا منو از خونه پرت می کنن بیرون. چند ساعت بعد با کلید خودم دوباره میرم خونه.:دی
این بچه ها که اینقدر راحت ناراحت می شن و ناامید از زندگی موندم اینا مشکل دارن یا من؟ینی رفتارای من عادیه؟؟؟؟؟؟نگران نباشم؟
کارمون از فک فامیل گذشته.دوسته ناامیده ما داریم؟

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

خداییش راسته راسته
چند هفته پیش باخواهرم بد دعوا کردم دیگه خانواده ماهم که طرفدار پروپا قرص اون من مقصر شدم و...
چند وقت پیش اومد تو اتاقم و رفت رو نرو من.هی گفتم برو سربه سرم نزار تو کتش نرفت.می گفت دوباره می خوای بابا مامان از خونه پرتت کنن بیرون؟
منم دیگه راهی نیافتم جز اینکه مادرمو صدا کنم.گفتم بیا این دخترتو جمع کن
اومد گفت عزیزم بیا بریم.دیدم رفتن تو اتاق مثلا مامانم داره نصیحتش می کنه.فکر کن الاف نیست. مردهههه. اصلا تو فکر کن تک فرزندی با اون کاری نداشته باش.
به قول یاس از چی بگم برات؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگه فردا رفتم معتاد شدم بدونین کمبود محبت داشتم

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

یه سوسک تو اتاقم بود به بابام میگم اون دمپایی رو بده بزنمش.از آشپزخونه دمپاییرو آروم پرت کرده رو سر سوسکه.بعدشم که سوسکه فرار کرد و ناپدید شد.
میگم آخه بابا این چه کاریه یا بدش من خودم می زنمش یا اگه خودت می خوای بزنیش بیا محکم بکوب تو سرش تا بمیره این چه کاریه آخه؟؟؟؟؟؟
می خنده میگه حالا یه چند شب باسوسک بخواب مگه میمیری؟
بچه های 4جوک اگه دیوار بتونیو یافتید منو هم درجریان بذارید لدفن

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

ترم پیش کلاسمون خیلی شلوغ بود خیلیییی.یه بار دوست استادمون که خودشم استاده (کلاس خودشو زود تموم کرده بود اومده بود کلاس ما پیش استادمون)دید ما جلسه تشکیل دادیم داریم می خندیم اومد گفت شماها دوست منو اذیت می کنین هی داد میزنه صداش میگیره.:|.
بعد به پرحرف ترینمون گفت:شما آقا!!! با شمام اسمتون چیه؟
پرحرفمون::م م م مججید خراط هاااا.
خانومه ترکید از خنده طوریکه پاشد رفت از کلاسمون بیرون.
من با همچین اعجوبه هایی دارم درس می خونم آ .والا

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

باور کن راسته راسته هاااا
تلفن خونه زنگ می خورد(منم هیچ وقت تلفنو جواب نمی دم.)بابام به مامانم میگه برو ببین کیه.مامانمم می گه حوصله تلفن جواب دادنو ندارم alaf پاشو برو جواب بده هرکیم بامن کار داره بگو خوابم.رفتم جواب دادم خالم بود بعد کلی تعارف تیکه پاره کردن گفت مامانت خونه اس؟
منم گفتم:خسته بود خوابیده
یهویی مامانم از آشپز خونه داد می زنه نه بیدار شدم خواب نیستم.!!!!!!!!!!
من:|
حالا مامانم گوشیو برداشته به خالم میگه خودم بهش گفته بودم بگو خواب�
تو اون لحظه من:((((((((((
مامانم:)
خالم:|
آخه من چی بگم؟

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
از حموم اومدم بیرون.از سرما داشتم می لرزیدم رفتم از رو تراس لباسمو بردارم بپوشم دیدم بابام مایوشو که خیسه ،تازه از استخر اومده بود ،رو قشنگ پهن کرده رو لباس من.بین اون همه جای خالی و اون همه لباسای دیگه.
رفتم بهش می گم پدر من چرا لباس من؟می گه تا تو باشی به مامانت کمک کنی.باخواهرتم کاری نداشته باشی.اصلا تو چرا انقده بچه غدی؟چرا هی غر می زنی.شد یه بار ما بیایم بشنویم تو بچه خوبی بودی؟
-من که می دونم بچه سرراهیم.ولی بدونین با بچه سرراهیم این جور برخوردآ درست نیست.</p>

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
تو کلاسمون یه پسره بود خیلی نمک بود.همشم سرکلاسا خواب بود.
یه بار سرکلاس یه پسر عینکی رفته بود جلوی جلو نشسته بود مثل علم.خمم نمی شد.ماهم که اون پشت نمی دیدیم.استاده هم که باما لج.
هی بهش می گفتیم مهندس-آغا -هوی خم شو. یه ذره صندیلیتو جابه جا کن خودشو زده بود به کری.
یهوویی این نمک کلاس و اکیپ از خواب بلند شد و گفت هووو اون عینکو بردار بزن به گوشت بشنو ما چی می گیم.!!!!!
پسر عینکی:-o
نمک کلاسمون:d
ما:))
شانس آوردیم استاد از کلاس ننداختمون بیرون.</p>

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
سرکلاس ادبیات امتحان میان ترم داشتیم.منم قد گاو حالیم نبود
از شانس گند من استاد منو از بین دوستان(که بهم وعده تقلب داده بودن)برداشت و برد ته کلاس بین یه مشت بچه که از خودم بدتر بودن انداخت.
برگه در آوردیمو و سوالارو گفت نوشتیم.بعد همه شروع کردن به نوشتن.منم هی زور می زدم یه چیزایی بنویسم.دیدم بغل دستم پسره نشسته منتظر ادامه سوالاست.استاد بهش گفت چیه؟اونم تریپ خیلی درس خونی اومد استاد یه سوال دارم :الان باید اینارو معنیاشو بنویسیم؟
منم گفتم:پ ن پ 7بار از رو هر بیت بنویس خطتت خوب شه.
همون شد استاد تو اون درس بهم داد19.5
من:)</p>

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
من یه دونه پشه مخصوص تو اتاقم دار�
لامصب صبا نیست که من بکشمش
شبا همین که لامپو خاموش می کنم میاد
دوباره که لامپو روشن می کنم نیستش
خولاثه کل شب کارم می شه درگیری با این پشهه.
دیروز بقیه داشتن پشتم غیبت می کردن می گفتن alaf چرا شبا تو خواب دست می زنه؟
نمی دونن دست نمی زنم دارم این&nbsp; پشه رومی کشم.
من :D
اما فک و فامیل داریم؟آخه غیبت؟خو مصلا اگه از خودم سوال میکردین چی میشد؟</p>

1
1alaf ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
پارسال سرکلاس ریاضی1نشسته بودیم.استادمون بایه کیف خیلی ضایع اومد سرکلاس.یکی از بچه هامون گفت استاد کیفت تو حلقم.
استاد که نشنیده بود گیر داد که چی گفتی؟.هرچی بچه ها باهم گفتیم استاد بیخیالش.و هرچی عذرخواهی کرد استاد گفت باید بگی
یکی از دوستاش اومد کار اینو درست کنه گفت استاد حرف بدی نگفت فقط گفت چیزت تو حلقم.
کلاس منفجر شده بود از خنده.</p>