م

مجتبي

@09369493334 · ۶۸۵ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۱۷ رأی)

.
...parandeh mohajer ۱۱ سال پیش
پیام

سلام. من رفتم ... ،
تو غصه تو بخور، از دهن میافته! من برنمیگردم ..
یکم خاطره برات گذاشتم رو اُپن، من که نیستم سرت و گرم میکنه ..
حواست باشه اونقدر داغ نکنی که حوصله ت سَر بره ...
درا رو قفل کردم که نه تو بری نه کسی بیاد، خیالت تخت، شب آروم بخواب ..
فقط ...
نه دیگه، هیچی نموند ..
همین، من رفتم ...

.
...parandeh mohajer ۱۱ سال پیش
پیام

از نگاه کردن به چهره مردها گریزانم ... ،
گرسنگی در چشم های بعضی هاشان بیداد می کند ،
طاقتش را ندارم...
ترجیح می دهم سنگهای کف خیابان را بشمارم تا به خانه برسم ...
سیندرلا هم اگر در زمان ما بود باید حواسش را جمع میکرد هرگز جایی لنگه کفشش را جا نگذارد ...

.
...parandeh mohajer ۱۱ سال پیش
پیام

کاش یادمان بیاید آن موقع‌ها که نمی‌ترسیدیم دنیا چه شکلی بود ... ،
چندساله بودیم، چه لباسی تنمان می‌کردیم، کدام کتاب‌ها را دوست داشتیم، شب‌ها به چی فکر می‌کردیم که صبح‌های زود ذوق داشتیم برای بیدار شدن ...
کاش واقعاً یادمان بیاید و خواب ندیده باشیم‌شان .