م

محسن

@محسن جون · ۱۴ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

s
shomal ۱۳ سال پیش
پیام

امروز حسودیم شد
بچه ای رو دیدم که خودش رو برای پدرش لوس می کرد تا یه بستنی براش بخره
من خودم رو برای کی لوس کنم که طعم بستنی ای رو که یه پدر با غرور برای فرزندش میخره رو بچشم ؟
با رفتنت حسرت خیلی چیزها را در دلم نهادی روحت شاد و روزت مبارک

م
محسن جون ۱۳ سال پیش
جوک

پسر داییم رفته بود خواستگاری ، وسط بحث داییم دیگه نمی تونسته جلو خودشو بگیره پا
میشه میره دستشویی ... خلاصــــــه !!! گلاب بروتون سمفونی مردگانی راه می ندازه نه ایی طور .!
ملت نمی دونستن چجور خودشونو بزنن به اون راه ، پسر داییمم که جعبه مداد رنگی فایبر کاستل
شده بود ... بالاخره بعد از نیم ساعت کنسرت ... دایی نفس نفس زنان میزنه بیرون ...
همه بر میگردن نگاش میکنن ببینن سالمه یا نه ! بعد از چند لحظه سکوت مطلق ...
دستاشو با شرروار مبارک خشک کرد و یه نیگا به جمعیت کرد و گفت :
" به نظر من مهریه بالا واقعا بی خوده ... "
داییم B|
پسر داییم o.O
زن داییم o.O...
کل فک و فامیل طرف :|
همسایه های هم جوار خونه طرف :|
شروار دایی :|
توالت