امروز حسودیم شد
بچه ای رو دیدم که خودش رو برای پدرش لوس می کرد تا یه بستنی براش بخره
من خودم رو برای کی لوس کنم که طعم بستنی ای رو که یه پدر با غرور برای فرزندش میخره رو بچشم ؟
با رفتنت حسرت خیلی چیزها را در دلم نهادی روحت شاد و روزت مبارک
@محسن جون · ۱۴ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
امروز حسودیم شد
بچه ای رو دیدم که خودش رو برای پدرش لوس می کرد تا یه بستنی براش بخره
من خودم رو برای کی لوس کنم که طعم بستنی ای رو که یه پدر با غرور برای فرزندش میخره رو بچشم ؟
با رفتنت حسرت خیلی چیزها را در دلم نهادی روحت شاد و روزت مبارک
آقا من از امروز شمارش معکوس برای پایان تعطیلاتو آغاز کردم تا دخل شیرینی ها و آجیلای باقی مانده رو بیارم. البته الان در ثانیه 12548796654212547 هستم.!!!!!!!!!!
دوره اي شده كه اگه كسي اشتباه كرد بايد بگي
من معذرت ميخوام كه شما اشتباه كردي !!بخدا
خیلی سعی کردم مث این فیلما دوتا بزنم تو گوش یکی بعد یهو به خودش بیاد زندگیش عوض شه. منتها هر وقت اولیو زدم دعوا شد.ملت از خوشبختی فرار میکنن.|:والا...))))
پسر داییم رفته بود خواستگاری ، وسط بحث داییم دیگه نمی تونسته جلو خودشو بگیره پا
میشه میره دستشویی ... خلاصــــــه !!! گلاب بروتون سمفونی مردگانی راه می ندازه نه ایی طور .!
ملت نمی دونستن چجور خودشونو بزنن به اون راه ، پسر داییمم که جعبه مداد رنگی فایبر کاستل
شده بود ... بالاخره بعد از نیم ساعت کنسرت ... دایی نفس نفس زنان میزنه بیرون ...
همه بر میگردن نگاش میکنن ببینن سالمه یا نه ! بعد از چند لحظه سکوت مطلق ...
دستاشو با شرروار مبارک خشک کرد و یه نیگا به جمعیت کرد و گفت :
" به نظر من مهریه بالا واقعا بی خوده ... "
داییم B|
پسر داییم o.O
زن داییم o.O...
کل فک و فامیل طرف :|
همسایه های هم جوار خونه طرف :|
شروار دایی :|
توالت
بعضی هام هستن که اول تیر رو پرت کنند، هر جا خورد یه دایره قرمز دورش می کشن و می گن: دقیقا می خواستم بزنم همین جا.
داداشم از پرسید : مزدور یعنی خائن . جاسوس !!! گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ نوعی موزِ كه در مناطق دور میروید
سلام 4جوکی های عزیز شما جدیدیا به امیر21 و شیطونک مینازید البته خیلی باحالناااااااااااا ولی ما قدیمی ترها به MoTeZaaD مینازیم که دنیا دنیا دوسشم داریم البته جدیدا سایش سنگین شده فک کنم یه جا دیگه پاتوق میکنه خیلی مخلصیم
واسه استخدام رفتم یه شرکتی ، خانومه میگه : شما برای آگهی استخدام اومدین ؟
گفتم پَ نَ پَ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین !
مستند حیات وحش میدیدم ، دوستم میگه اون شیر سفیده میگن نادره ، درسته ؟
میگم پ نه پ اون قادر داداششه ، نادر رفته نون بگیره !
رفتم بانک به آقاهه پشت میز میگم آقا ببخشید شما صندوق دارین؟ میگه پ ن پ هاش بکم!!!
سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون گفتم مرسی آقا... می گه پیاده می شین؟ پ نه پ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد!
<p>
اگر این ترم مشروط شدم مامانم گفت چرا... دستشو میگیرم میبرمش دانشگاه ردیف اخر با هم میشینیم بعد کیلیپسای60 سانتی این دخدرارو بهش نشون میدم و بهش میگم چیزی از رو تخته میبینی حودت بودی مشروط نمیشدی</p>
<p>
پارسال داداشم بهم پیام داده بود ولنتایم مبارک خو برادر من مگه مجبوری</p>