من اونیم که هفتم و هشتم بند کرده بودم به پزشکی نهم به مدیریت و ریاضی انسانی. الان هنرم و سال یعد تغییر رشته میدم. هنوزم نفهمیدم چی میخوام :/
میدونم خیلیاتون مثل منید. :))
@یاسی خان · ۵ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۶ رأی)
من اونیم که هفتم و هشتم بند کرده بودم به پزشکی نهم به مدیریت و ریاضی انسانی. الان هنرم و سال یعد تغییر رشته میدم. هنوزم نفهمیدم چی میخوام :/
میدونم خیلیاتون مثل منید. :))
یسال مسول برنامه 22 بهمن شدم . یه تیکه از سرودمون میگفت دیده امام من به همه گفته بودم میگه میوه امام. بله معلمم نداشتیم چیزی بهمون بگه
سال ششم دبستان
اعتراف میکنم یبار با مدرسه رفتیم راهپیمایی 22 بهمن و تو اون شلوغی با دوتا از دوستام گم شدیم. رفتیم پیش دوتا پلیس. اسم مدرسمونو پرسیدن و گفتن :
نزدیکه ک!! خودتون پیاده بزید
و هار هار به ما خندیدن. : |
ینی هرچی تصور از پلیسای مهربون داشتم فرو ریخت
من الان دهمم و تمام این خاطرات برای سع سال راهنمایی هست ک بشدت دلتنگشم. دبیرستان شاهد حضرت معصومه تهران. :)
یه بار سر کلاس بودیم دبیرمونم یه ادم سفت و سخت بود. دیدم امبولانس اومده تو حیاط . منم گفتم برم فضولی واسه اولین بار تو عمرم اجازه گرفتم برم دسشویی معلمه ن گذاشت ن برداشت داد زد الان چ موقع دسشوییه خانوم و بدین صورت ابروی من رفت. خلاصه ک اره فضولی چیز خوبی نیست. : |
از بدی های میز اخر نشستن موقع امتحاناست :/
معلم میاد زرتی میچسبه به دیوار ته کلاس ک خووب همرو زبر نظر داشته باشه.
حق داره والا جای خوبیه :)))))
راستی یک سالی هست میام و میخونم مطالبتومو و همرو تقریبا میشناسم ولی دیگه گفتم عضو شم پست دوممه D =
مامانم دلشت کتاب میخوتد بعد سال ها شانس من تو همون صفحه اول نوشته بود :
زندگی شستن یک بشقاب است. :|
سهراب جان داثاش سبک زندگیتو به دیگران تحمیل نکن.