این چند وقته این قدر سریال تاریخی دیدم دلم میخواد از چاه آب بخورم.
بعد با اسب برم سر کار..
شب برم تو یه غار بخوابم.
شایدم با بابام بیعت کردم حمله کردیم خونه عمم اینا شوهر عمم رو به بردگی گرفتیم
@ARteMis22 · ۱۶ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
این چند وقته این قدر سریال تاریخی دیدم دلم میخواد از چاه آب بخورم.
بعد با اسب برم سر کار..
شب برم تو یه غار بخوابم.
شایدم با بابام بیعت کردم حمله کردیم خونه عمم اینا شوهر عمم رو به بردگی گرفتیم
وزیر بهداشت : واکسن کرونای ایرانی را روی میمون آزمایشگاهی تست کردم و زبان بسته به هشت درد لاعلاج مبتلا شد
فعلا ماسک بزنید و دستاتونم بوشورید تا بریم جلوتر -_-
بابام گفت یه برنامه هست عکس هر وسیله ای که لازم نداری رو میزاری برا فروش
گفتم آخه ما چیز اضافه ای نداریم که
گفت میدونم فقط تو دوربین نگاه کن لبخند بزن
زن چاقی دزد به خونش میزنه ، میشینه رو دزده به شوهرش میگه برو پلیس بیار
شوهرش میگه : دمپاییم نیست
دزده داد میزنه : با دمپایی من برو زودباش
یه بار خیلی ناراحت بود�
مامانم اومد گفتی ناراحتی؟
گفتم بله
گفت ناراحت نباش
اگه خانواده شما فرزند خونده خواست در خدمت هستیم
فووورررری آخرین تلاش ترامپ برای ماندن در کاخ سفید :من از بایدن حامله ا�
اتاقمو یجوری تمیز کردم که الان تنها آشغالی که مونده خودم�
هیچوقت نفهمیدم چرا وقتی ناخودآگاه زبونت رو گاز میگیری دردت میاد ولی وقتی از قصد اینکارو میکنی هیچ دردی نداره
الان هم نمیفهمم که چرا داری زبونتو گاز میگیری
دوستم چشاش سبز بود
بهش گفتم گیاه خوار شدی چشاش سبزه
یک لبخند ملیح زد
بعد یادم افتاد چشای خودم قهوهایه
پسری که با دوس دخترش میره بیرون و گوشیشو میذاره روی میز یه قهرمانه
دختری که گوشی رو برمیداره نگاه میکنه یه خنگه
چون یه قهرمان قبلا فکر همه چیو کرده
میگن سکه 1 میلیون اومد پایین.
آقایون فعلاً ظرف نشورید تا ببینیم چی میشه
اخرین باری که قدرت دستم بود مبصر کلاس بودم که به دلیل فساد درباریان،دخالت بیگانگان و خیانت همکلاسی ها سرنگون شد
مورچه بالدارا خونسردترین حیوونان یکیشونو تو هوا گرفتم بالشو کند�
برگشت یه نگاهی بهم کرد گفت: به درک، پیاده میرم.
میترسم بمیرم و آخرش نفهمم
این پتو تشک هایی که مامانم چند ساله تو کمد گذاشته و نمیذاره کسی بهشون دست بزنه
قراره کی استفاده بشه????????????
عکسالعمل خانمها وقتی شوهرشون از پله میوفته
در اروپا : حالت خوبه عزیزم؟؟؟؟
در ایران :خدا جای حق نشسته..
یه قاصدک دیدم تو حیاط ...
تو گوشش یه آرزو کردم و مث فیلما سپردمش به دستِ باد ...
رفت تو مستراح????
چند وقت پیش مامانم داشت با دختر خالم که ۴سالشه با تلفن حرف میزد
بعد دختر خالم از مامانم پرسید که من کجام؟
مامانم یه نگا به من کرد گفت
اونو شغالا خوردنش
منم که همون موقع داشتم شام می خودم حس کردم لقمه از گلوم نمیره پایین
????????