ا

اسماعیل

@esisol · ۰ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

e
esi ۵ سال پیش
جوک

یه خاله دارم خیلی مهربونه ولی بدجوری تعارفیه. یه بار بچه بودم رفتم خونشون. یهویی دستشوییم گرفت. بلند شدم برم دستشویی. خالم گفت: حالا می موندی خاله جون؛ چقدر زود دادی میری. منم ازون تعارفی تر؛ راهمو گرفتم و اومدم خونه. یعنی ما ایرانیا مثل عنکبوت تعارف می پیچیم دور هم!