اعتراف می کنم داره بدجوری دلم برای " رسول " گفتن های مادرم تنگ میشه . دلم خوش بود میتونس دنبالم کنه و منو بگیره و خوب ادبم کنه . ولی الان از اون قد راست ، یک قد خمیده مونده . حالا بهم میگه : رسول بیا دستمو بگیر .
@rasoolk · ۰ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳ رأی)
اعتراف می کنم داره بدجوری دلم برای " رسول " گفتن های مادرم تنگ میشه . دلم خوش بود میتونس دنبالم کنه و منو بگیره و خوب ادبم کنه . ولی الان از اون قد راست ، یک قد خمیده مونده . حالا بهم میگه : رسول بیا دستمو بگیر .