دیروز به توصیه یکی از دوستام یه فیلم دانلود کردم و نشستیم با خانواده ببینی�
خلاصه,تو همون بیست دقیقه اول هشتاد تا از گل های قالی رو شمرد�
.
این صندلی های پارک هم خیلی بدحالتن واقعا گردن آدم درد میگیره
@صلوات بفرست... · ۲۱ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۴ رأی)
دیروز به توصیه یکی از دوستام یه فیلم دانلود کردم و نشستیم با خانواده ببینی�
خلاصه,تو همون بیست دقیقه اول هشتاد تا از گل های قالی رو شمرد�
.
این صندلی های پارک هم خیلی بدحالتن واقعا گردن آدم درد میگیره
تجربه بهم گفته هر چی مطلب سطحی تر باشه و.با عقاید جامعه )عقاید نادرست (سازگار باشه هنجار شکنی نکنه
لایک بیشتری داره.
چه تو این سایت چ هر هرجای دیگه ای ولی افراد با شعور همه جا هستن...
خادم همه کاربرای سایت و ادمین )ها(
با تشکر فراوان gorg hell
الان ساعت 23:59 تاریخ 1399/09/09
خیلیا داشتن میگفتن امروز تصمیم گرفتم...
اگه اولش رو نمیخونید حداقل آخرشو بخونین.
اما من تصمیمی که چند وقت پیش گرفتم رو میخام امروز به شما بگم:
اگه ده پونزده یا بیست سال دیگه اسم پسر جوونی رو شنیدید که خیلی کارای بزرگی کرده.نگین شانس داره.
اون پسر شب ها رو دیر خوابیده, صبح ها رو زود بیدار شده,بازی نکرده,فیلم و سریال دیده,از مهمونیا گذشته,ورزش کرده و کتاب خونده و کلی شکست خورده تا بتونه با خیال راحت بخابه,تو بهترین خونه زندگی کنه,با زهتربن کنسول ها بازی کنه و تجربه های جدید بسازه, تو بهترین سیستم ها فیلم و سریال ببینه...
اینو بدونین که برای هدف باید سخت تلاش کرد.
و همه اهداف کنکور و دانشگاه نیست.زندگی بالاتر از این چیزاست...
مراحل تغذیه در ایران اینطوریه:
دهه شصت : فقط گوشت گوسفند
دهه هفتاد : گوشت گوساله و گوسفند و کمی مرغ
دهه هشتاد :گوشت گوساله و مرغ) یک اندازه(
90-96 : یخورده گوشت گاو پیر و مرغ
96-99 : فقط مرغ
99 : گیاه خواری
1400: گوه خوری
1401 : هیچ گوهی نمیتونی بخوری
....
.
مرغ نشه پنجاه تومن اجماعا لایک و صلوات
امیدوارم ی روزی "دوست"برای ما معنی پیدا کنه.
اونروزی رو میگم ک فکر نکنیم دوستی با جنس مخالف ینی) دوست دختر/پسر(بودن...
دوستی و محبت و عشق.مرزی ندارن و نمی تونیم با چیزای مسخره ای مثل جنسیت محدودش کنیم.
روزی میاد ک من مجبور نباشم یکی از بهترین دوستام رو از همه خانواده ام)بجز خواهرم(مخفی کنم فقط چون دختره.
اگه موافقی لایک کن.
اقا دو سال پیش داشتم بادمجون کباب میفروختم.
البتعوه در کنار بلال و چای و خیلی چیزای دیگه.
ما ب بادمجونا روغن میزنیم تا راحت بشه پوستشونو کند.
ی شب دوتا دختر اومدن دو تا بادمجون کباب گرفتن و وقتی دیدن روغن خورده دوتا هم خام بردن.
اره خیلی زرنگ بودن رفتن بعد از خوردن اونا خودشون اونا رو کباب کردن.
چقدر منحرفی چقدرررر
اسم منو بخون اگه فرستادی لایک کن
سخت ترین معدلات دنیا:
عدد پی.
مثلث تسلا
تعداد بیماری های قابل درمان با چای نبات.
کتری جوشه؟
تو گوشیت بازی داری?
تفاوت جوک دوستانه متفرقه و جدید.
دلیل لایک نکردن مطالب.
دقت کردین صدای خنده نوزاد زیباترین صدای دنیاست.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مگر اینکه نوزادی اطراف شما نباشه.D:
تتلیتی چیست؟
شخصی که نه اینوری است و نه آنوری
همیشه باید در جمع بعضی ها ساکت باشد تا مورد سرزنش قرار نگیرد
و در جمع بعضی دیگر باید فعال باشد و صحبت کند تا اینبار هم سرزنش نشود
وی باید از تتلو فحش بشنود و بعد از آن از دیگران هم بخاطر تتلو فحش بشنود
سپس تتلو می گوید من ب طرفدارانم فحش نمی دهم و باز هم او باید فحش بشنود.
خلاصه که تتلیتی ینی یکی مثل من که نمی دونم چیار کنم کم کم دارم از ناحیه خشتک جر می خورم.
دوستان تتلیتی نباشید کلا سخته.
دیشب خونه عمم از گردن گوسفند گذشتم و رفتم سراغ مرغ...
یهو داماد عمم بهم گف بیا اینو بخور...
تا دهن باز کردم که جوابشو بدم متوجه حرفش شدم.
خدایا منو ب راه راست هدایت کن
سلام ب همه چهارلطیفه ای ها
آقا ما ی اکیب سه نفره ایم (من .محمدرضا.سامان)رفیق و همه جا باهمیم.
خاطره برای سال نهمه ک چندروزی سامان مریض شده بود و محمدرضا میخاست بره عیادت که سامان بش گفته بود برام شیاف بگیر(کلا بی کلاسیم خب شربت یا آمبول) حالا مکالمه ممدزضا و نسخه بیچ دارو خونه:
ممدزضا:سلام خسته نباشید ببخشید شیاف میخاست�
نسخه بیچ:برای کی میخاید؟
ممدزضا:برای سامان(:
نسخه بیچ:نه منظورم اینه که چندسالشه
ممدرضا:اها 15
نسخه بیچ:خب برای چی میخاید؟
ممدرضا:برای باسن(من ک دیگه جر خوردم اینجا)
نسخه بیچ:نه برای تب میخاید یا درد؟
ممدرضا:اها اسهال داره................
خدایی نمی دونم چطوری هنوز با همی�
قابل توجه دوستی که از ذوستش امیررضا گفته بود (همه یدونه داریم)
اقا یروز تو جمع فامیل صحبت خاطره ها بود یهو مادر بزرگم گفت:
یادتونه اونروز من تو خونه خودم بودم هیچ کدومتون نبودین0_o
ینی جمع منفجر شد بش میگفتم خب چطور باید یادمون بیاد وقتی نبودیم...
حالا اینکه گذشت ولی تا ی هفته با همه قهر بود ک چرا مسخره می کنید.
فک و فامیله داریم...
پست یازدهمه حمایت کنید
اقا من زن عموم تو نامزدی حامله شد و فامیل هر کاری کردن لون بچه سقط نشد
ولی بعد ازدواج سه بار حامله شد ک یبار بخاطر جهش ناگهانی گربه از انباری و یبار برای افت قند بچه هاش افتادن.
ینی مورفی اون قانون رو برا ما نوشته.
برا معلممون اشتباهی استیکر لب فرستاد�
.
.
.
مستمر بهم بیست داد.
شاید باور نکنین ولی یکی از بزرگتزین فانتزی هام اینه که یه روز برم تو مجلس عروسی ی دختر خانم خوشگل قد کوتاه ترجیحا مو قرمز و سفید و چشم خاکستری و مهم تر از همه یاهوش ک ی لباس خیلی خوشگل و بلند بوشیده از جلوم رد بشه و زمین بخوره 0_o
بعد دستش رو بگیرم و بلندش کنم و مثل خارجیا دستش رو ببوسم و بگم شما خوبید بانو
اونم بگه فکر کنم بام بیچ خورده منم بش بگم اوه میخاید برسونمتون)البته ماشین ندارم ولی باید بگیرم(اونم ناز کنه و من اصرار کنم و اخرش بیاد منم برسونمش و اونم شماره منو بگیره
فردا زنگ بزنه بگه بریم قهوه بنوشیم)البته من چای رو ترجیح میدم(منم برم بعدش اون از من خوشش بیاد و منم از اون اخرش هم عاشق بشیم ب خانواده بگیم ک میخایم ازدواج کنیم.
ولی خانواده ها دشمن چندین ساله باشن و اجازه ندن و ما برای اینکه برای این کینه نسوزیم با هم فرار کنیم .موقع سفر توی جاده من توقف کنم برم جیش کنم که ی تریلی از رو ماشینم رد بشه و دختره بمیره و بلیس منو ببره بگه خانوم چ نسبتی داشتن؟)من ادم نمیشم( منم هیچی نگم و منو ببرن دادگاه و ب جرم سو قصد به اون دختر منو اعدام کنن ب خاک برم...
بست اول منه)البته تو. امروز کی ب کیه(
یبار اسم دوس دخترو سیو کرده بودم
اصغرO_o
یروز.گوشیم رو میز غذذخوری یود بهم.اس داد سلام عشقم برنامت چیه بریم خونمون خالیهO_o
بابام تا.یک ماه.بهم میگفت پسرم اگه تو متفاوت ب دنیا اومدی ب ما بگو
گیر کرده بودما.
تا حالا ب اون ماموت بالا دقت کردین)نه فقط من دیدم حتما(
بنظرم اون اولین عضو 4جوکه
و از عصر یخبندان منتظره تا ادمین جوکشو تایید کنه
)بیچاره هنوزم منتظره (
.
.
.
پ.ن:ب چشماش نگاه کنید میبینید هنوز ب خاطر اون 0 متعجبه
رطب خورده کی کند منع رطب?
میتونم به جرئت بگم ممد تاحالا اینو.نشنیده بود وگرنه به خاطر گالری طنزش )که من از نه سال پیش تغییری توش ندیدم ( دیگه زیر هیچ مطلبی نمی نوشت محتوای تکرای یا بیشتر تلاش کن..
والا بخدا
_______________________
گالری طنز دست من نیست
اعتراف می کنم ک کلاس هشتم بودم ی همکلاسی جدید داشتیم که خیلی خرخون بود.
آقا این که اومد من دیگه از چشم معلما افتادم.
چند باری دیدم میره جلو مدرسه دخترونه با ی دختره میگرده یروز کمین.کردم وقتی با دختره بود شروع کردم بزنمش)میزدم ها( هی داد میزدم مگه خودت خار مادر نداری بی ناموس چرا مزاحم این خانم شدی.
آقا چشمتون روز بد نبینه یهو جهان ب چشمم تیره شد)دختره با کیفش زد تو سرم(یهو جمعیت گفتن عجب دختر بی حیایی پسر طفلکی رو زد.
بعد دختره دست پسره رو گرفت بلندش کرد گف داداش خوبی? پسره هم اره ابجی ب مامان بابا بگو زمین خوردم.بعدشم رفتن ی ماشین. وایساد سوار شدن رفتن.
بعد اون دیگه از چشم همکلاسی ها هم افتاد�
من اینجور عقده ایم فاصله بگیرید.
پسره 12 سالشه پست گذاشته :حداقل کرونا نمی گذارد کسی جز تو مرا لمس کند...
.
.
.
.
.
.
.شما هم مث من فکر کردید یا من منحرفم):
اه ولش کن برم ببینم باب اسفنجی به پاتریک چی گفت یادم رفت.