با جوراب , دمپایی خیس پا نکردی
.
.
.
عشق و عاشقی یادت بره
@ellka · ۱۲ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۳ رأی)
با جوراب , دمپایی خیس پا نکردی
.
.
.
عشق و عاشقی یادت بره
ﯾﻪ ﺭﻭﺯی مردی ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ امام جماعت ﻭﻻﯾﺘﺸﻮﻥ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺯﻧﻢ ﻧﻤﺎﺯ نمیخونه، ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟
امام جماعت: ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻓﻀﻴﻠﺖﻫﺎی ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ، ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﻭﯼ ﺭﻭﺡ ﺁﺩﻡ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﺜﺒﺖ میزاره.
مرد: ﮔﻔﺘﻢ، خیلی ﻫﻢ ﺯﻳﺎﺩ، ولی ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﻩ!!
امام جماعت: ﻭﻋﺪه ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ نعمتهای ﺍﻭﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ ﻭ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﻧﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎیی ﺗﻮﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺷﻪ.
مرد: ﮔﻔﺘﻢ! خیلی ﻫﻢ ﺍﻏﺮﺍﻕ ﻛﺮﺩﻡ. ولی بی فایده ﺍﺳﺖ!!
امام جماعت: ﺍﺯ ﻫﻮﻝ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﺟﻬﻨﻢ ﻭ سختیهایی ﻛﻪ ﺩﺭ اگه نماز نخونه ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ.
مرد: ﮔﻔﺘﻢ خیلی ﻫﻢ ﺯﻳﺎﺩ ولی ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ!!
امام جماعت ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﻴﺖ: ﺁﺧﻪ ﺣﺮﻑ ﺣﺴﺎﺑﺶ ﭼﯿﻪ؟
مرد: هیچی، ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﻮﻥ ﺗﺎ ﻣﻨﻢ ﺑﺨﻮنم!
انقدر خونه رو ضدعفونی کردم
بوی بیمارستان گرفته
آدم همش دوست داره بره
انتهای راهرو دست چپ : )
رفتم توالت عمومی، دیدم روی سیفون نوشته:
خواهی که نبیند اَحدی این هنرت را،
برخیز و بکش سیفون بالای سرت را
من موندم شاعرای این مملکت چرا استعدادها رو اینجور جاها خالی میکنند...
تازه برگشتم دیدم یکی نوشته :
سنجیدم ودیدم سخنت عين ثواب است،
صد حيف كه دستگيره سیفون خراب است
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﻠﯿﺲ ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﭼﻪ ﻧﺴﺒﺘﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟
ﺳﯿﻨﺸﻮ ﺟﻠﻮ ﺩﺍﺩ؛ ﺳﺮﺷﻮ ﺑﺎﻻ ﮔﺮﻓﺖ؛ ﺻﺪﺍﺷﻮ
ﺻﺎﻑ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺟﻨﺎﺏ ﺳﺮﻭﺍﻥ هر ﺩﻭﺗﺎﻤﻮﻥ ﮔﻭﻩﺧﻮﺭﺩﯾﻢ >_<
دیشب آخونده شبکه ۱ داشت میگفت خدا هیچ موجودی رو
بی دلیل نیافریده
.
.
.
بعد مامانم نگاه به من کرد،یه آه کشید
زد کانال ٣ :/
نوشته هر وقت طرف گند زد برو تو کانتکت لیستت یه حرف از اسمش پاک کن. آخرین حرف که پاک شد ینی تمام. با این حساب، سید دانیال معین آل داوود تا آخر عمر فرصت داره گند بزنه به روابطش.
آقا یه بار تو مدرسه زنگ ورزش همه بچه ها تو حیاط بودن جز من و یکی از بچه ها بعد این رفیقمون به من گف یه دهن واسم بخون غمناگینم:/
چشتون روز بد نبینه شروع کردم با صدای بلند و نالان همچو عرعر خر زدم زیر آواز:
وقتی میاااااای صدااااااای پااات از همه جاده ها میاد....
صدامم هی نازک و جیغ جیغو تر میشد. نگو صدام تو کل مدرسه پیچیده یهو مدیرمون از دفتر اومد بیرون به یکی از بچه ها گف
_این صدا چیه
رفیقمم هول شد گفت
_خانم فلانیه الان میرم خاموشش میکنم(ینی کشته مرده جوابشم *_*)
بعد دوید اومد تو کلاس منو خاموش کنه. فقط دیدم پرید داخل گف فلانی ساکت شو
منم تو حال خودم بودم که یهو مدیرمون اومد با خنده گفت
_ فلانی بیا برو تو حیاط کنسرت بزار
ینی از خجالت آااااب شدما:/