آ

آتیلا

@صفحه اصلی · ۲ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ص
صفحه اصلی ۵ سال پیش
جوک

دوستان گرام(ممد تو رو حساب نمیکنم چون تایید نمیکنی)میخوام بعد از این پست یه کتابی بنویسم به اسم فانتزی گرگ کویر.البته فقط برا شما مینویسم(اینبار ممد تو هم حسابی)قضیه از این قراره که من با ممد دانشگر و سلنا و عباس دوستان صمیمی هستیم و در این میان نقش اصلی بر عهده منه(ا چ غلطی:ندای درون..)اا باز این پیداش شد.خلاصه این فانتزی 31 قسمت خواهد بود و من اعلام میکنم از تمامی فانتزی های طولانی شما اسکی میرم(البته اگ برف بیاره)البته فصل 1،31قسمت خواهد بود.فصل 2 رو هم بعدا میگم.
حالا چرا اسم کتاب گرگ کویر هس؟
به فضولایی به غیر داش عباس و داش ممد ربطی نداره.
خخخخ
شبتون ثابت

ص
صفحه اصلی ۵ سال پیش
جوک

به نام خالق هستی
فانتزی گرگ کویر
فصل 1
قسمت1
امروز روز مهمی بود.چون امروز تولد محمد دانشگر،بهترین دوستم بود.قرار بود توی افق برقرار کنیم که همه بتونن بیان جشن.عباس هم حاضر شده بود.یه شلوار کردی گوجه ای و دمپایی چینی(تازه مد شده توسط من)و یه رکابی گوجه ای پوشیده بود و موهاش ژولیده بود(اوه تیپ رو نگا)و منم مث همیشه تیپم سفید بود.
سوار پراید گوجه ای داش عباس(داش مخلصیم)که آپشن پرواز هم داشت دوتایی(پسرم14سالمه)رفتیم به سمت افق و بعد1دقیقه ممد رو پیدا کردیم.اما جاستین بیبر هم اونجا بود. (یاخدا کی اینو دعوت کرده،الان دعوا راه میندازه(ندای درون))
من بودم حالا خفه(من رو به ندای درون ریزم).
وا اینجا که پر دختر بود فک نمیکردم ممد اینقدر طرفدار داشته باشه بین دخی ها.
ناگهان سلنا گومز(معروف به سیل گوز)و جنیفر لوپز(معروف به جونیفر لوپز اسپانیایی)رو دیدم که خواننده ها بودن(عه اینا که دوست شدن،لامصبا بی خبر از من دوست شدن،بزار بعدا میگم بهشون)
بعد از 2 ساعت شادی،یه لحظه برقا رف.و بعدش یکی یه خنده ی شیطانی کرد و توانستم حس کنم ک پشمای داش عباس ریخت(ببخش داش مخلصیم)...
نکات مهم این قسمت:هیچی نی،برو حالشو ببر،در قسمت های بعدی براتون میگم.
لایک نمیخوام
مهم اینه که شما سرگرم باشین
شبتون ثابت