آقا این مامان ما یه مدت کمردرد داشت بعدش بخاطر قرص هاش بعضی وقتا شبا توهم میزد
یه شب در خواب ناز بود که دیدم مامانم با جیغ اسم منو صدا میزنه تند تند بلند شد�
دوییدم سمتش حالا این مامان ما هم داد میزد پسرمم نیسسس پسسرمم گم شده واااییی پسرم طنین 《اسم من》
پاشو پاشو برو در و قفل کن پسرم فرار نکنه
اینم بگم که مامانم اصلا پسر نداره*_*
منم نصف شبی گیج بودم دوییدم درو قفل کردم مامانمم همینطوری میگف امیر پسرم واس پسر خیالیش اسمم انتخاب کرده بود《_》
منم گیج خواب بودم هر چی میگف گوش میدادم
مامانم هی میدوید اینور اونور دنبال پسرش
یهو وایساد گفت اینا پسرم پیدا شد@_@
همینطوریم به یه وری اشاره کرد رف گرف خوابید》_》
منم دیدم که در اصل تو خواب بودم گرفم خوابید�
!_! بعدش فهمیدیم اینم یکی از توهماشه
لطفا واسه بهتر شدن حالش دعا کنین البته الان خیلی بهتره ولی ارزومه کاملا خوب شه
لایکم نکردی عب نداره یه لبخند کوچیک کافیه