اعتراف میکنم وقتی داشتم سریال خاطرات یک خون آشام رو میدیدم فصل پنج وقتی دیمن مرد کلی گریه کردم
@tootfarangi · ۶ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
اعتراف میکنم وقتی داشتم سریال خاطرات یک خون آشام رو میدیدم فصل پنج وقتی دیمن مرد کلی گریه کردم
این روزها شبیه معادلات چند مجهولی شده ام هیچ کسی از هیچ راهی مرا نمیفهمد.....
یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی
شاگرد که بودی که چنین استادی
خوبی و کرم را چو نکو بنیادی
ای دنیا را ز تو هزار آزادی
مولانا
میدونی بهشت کجاست؟؟؟؟؟؟
ی فضای چند وجب در چند وجب بین بازوهای کسی که دوستش داری
آنکه را خوبی کنیم هاری نگیرد آرزوست