اسمم خدای سوتی دادنه
ی سوتی ک خاطره خعلی موندگاری شد این بود که صابکارم گفت فلان کارو انجام بده (روزای اول بود ) منم هول کردم اومدم بگم چشم رو تخم چشمام چشتون روز بده نبینه گفتم چشم رو ت...مم از همون روزای اول من تبااااه
@M.ravankhah2708 · ۰ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
اسمم خدای سوتی دادنه
ی سوتی ک خاطره خعلی موندگاری شد این بود که صابکارم گفت فلان کارو انجام بده (روزای اول بود ) منم هول کردم اومدم بگم چشم رو تخم چشمام چشتون روز بده نبینه گفتم چشم رو ت...مم از همون روزای اول من تبااااه