ا

امير

@شيما · ۸۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱ رأی)

0
009 ۱۲ سال پیش
جوک

اقا مادر هروقت دختر عمه ام رو ميديد اينقدر تعريف و تمجيد مي كرد ازش كه نگو حالا كه من بهش ميگم مي خوام باهاش ازدواج كنم هزار و يك عيب گذاشته روي دختر مردم كه هيچ يه ماهم هست به من ناهار و شام نميده
اين فك و فاميل من دارم آيا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

0
009 ۱۳ سال پیش
جوک

اغا ديروز ظهر خواب بودم گوشيم زنگ خورد گوشي رو در حالت خواب برداشت�
بچه اونور خط:بابا داداشي منو كي مياري پس(منتظرداداش تازه بدنيا اومدشه كه بياد)
من:كه كرمم گرفته بود گفتم هيچ وقت
بچه:چرا؟
من اخه مرده نمي تونه بياد و گوشي رو قطع كرد�
دو ساعت بعد گوشيم زنگ خورد هنوز الو نگفته بودم كه بهرچي فحش بود خوردم باباي بچه بود گفت بچه 2ساعته تا من بيام خونه داره گريه مي كنه
انتقامم رو از دهه80گرفتم

0
009 ۱۳ سال پیش
جوک

اغا ما يه همكار داريم وقتهايي كه استرس داره سكسكه ميكنه ديروز خيلي سرمون شلوغ بود منم اعصابم داغون يه دفعه ديدم صداي سكسكه مياد گفتم مرض،كوفت دوباره سكسكه ميكني يه دفعه ديدم داره مي خنده نگو يكي از بيمارها داشت سكسكه ميكرد فقط پريدم توي انبار تا نيم ساعت هم بيرون نيومدم از خجالت

0
009 ۱۳ سال پیش
جوک

آغا من هي مي گفتم اين گودزيلا ها (دهه80)كه مي گن مگه چجورين آخه خدارو شكر ما توي فاميل نداريمشون خدا صبر بده به اونا كه دارن.
بعد از زلزله همه جمع شده بودن توي كوچه موقع اذان صبح از بلندگوي مسجد صداي اذان اومد يكي از اين گودزيلاها با صداي بلند گفت اشهدمون رو خوندن بريم ديگه كپه مرگمون رو بزاريم.هيچي ديگه دو روزه ميريم شهرداري بيان كوچه شخم زده ما رو اسفالت كنن اوناهم مي گن ما وقت نداريم تصميم گرفتم امروز برم جهاد كشاورزي بذر گندم بخرم بيام بكارم

0
009 ۱۳ سال پیش
جوک

تلفن زنگ زده گوشي رو برداشتم مكالمه
خانوم:اقاي دكتر ايزن پلاس براي بچه12ساله مصرفش مشكل داره
من:نه
خانوم:تركيباتش چيه
من:اهن ويتامين ث ب6 ب12.....
خانوم:وقتي بهش ميدم معده اش ناراحت ميشه براي همين بهش فاموتيدين20ميدم اشكالي داره ؟
من:بهتره با پزشكش مشورت كنين
خانوم:حالا من 40رو نصف كنم بهش بدم طوري نيست
من:بهتره با پزشكش مشورت كنين
خانوم:پس نصف بهش بدم اشكالي نداره
خوب خواهر من شما كه ماشاالله خودت پزشكي چرا زنگ ميزني از من مي پرسي.
نتيجه اخلاقي كه اگه شوهرش گفت چرا به بچه سر خود قرص ميدي جواب داشته باشه كه از داروساز سوال كردم گفت اشكالي نداره.خانوم هاهميشه مي خوان فقط گفته باشن بعد هر كاري مي خوان مي كنن

0
009 ۱۳ سال پیش
پیام

دل سنگی احساسم با اولین بارش غربت شکست ... باور کردم که ... همیشه یک پایان انسان را سمت آغازی دیگر نمی کشاند ... گاهی باید پایان را آموخت اما بی آغازی دیگر ... گاهی باید در پایان زندگی کرد و از پشت پنجره پایان به خاطرات گذشته نگریست ... گاهی باید پشت حصارِ حسرت در خاطرات ... زمانی که دستهای دلمان را گره کورِ عشق زدیم ... و با تیغ وداع گسلاندیم، غرق شویم... باید پشت پرچین تنهایی نشست و غبار دل را با اشک شست ... و باور کرد ... پایان را، بی آغازی دیگر ..

0
009 ۱۳ سال پیش
پیام

آه،اشک،گریه هیچکدام دیگر نمی تواندبرای قلبم در لحظه های تنهایی مرحمی باشد پیاله وجودم پرشده ازحسرت،حسرت داشته های ازدست رفته،حسرت آرزوهای بربادرفته حسرت عشق،حسرت دوست داشتن،حسرت محبتی که ازمن دریغ شده،حسرت عشقی که به دیگران بخشیدم،حسرت زندگی.......

0
009 ۱۳ سال پیش
پیام

دوباره آمد
همچون نسیمی سر گردان
در کوچه های بی کسی ام سرک کشید
خاک تنهایی نشسته بردلم را پاک کرد
از پنجره دل می توان باغ سرسبز عشق را دید
مرغک خسته محبت در آرزوی باغ عشق
خود را به شیشه می کوبد
اما چه سود که نسیم نمی تواند پنجره بسته دل را بگشاید
طوفان می خواهد برای گشودن پنجره دل
زمانی نیست
نسیم می رود
خاک تنهایی بر روی پنجره دل می نشیند
فضای درون سیاه می گردد
مرغک محبت به گوشه ای می پرد
در انتظار.........

0
009 ۱۳ سال پیش
پیام

پر گشوده ای برای رفتن
برو
به خدا می سپارمت
آمدنت خون تازه ای بود در رگ عشق�
و رفتنت حفره ای در قلب�
ولی من می مان�
در انتظار لحظه پایان تنهایی
اما نه آمدنت جریان زندگی در تن خسته ام داشت
و نه رفتنت پایان جریان زندگی
برو ولی بیاد داشته باش
لحظه های کنار هم بودن را
و من تو را هر لحظه در برابر چشمانم خواهم دید
دلم را بیدار
خنده ای برلبان�
بخدا می سپارمت
اما
خاطراتت،صدایت را تا همیشه و همیشه بیاد خواهم داشت