آ

آریانا

@Ariana akbarnjad · ۱۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۹ رأی)

A
Ariana akbarnjad ۶ سال پیش
پیام

-از مرکز سوهان به مرکز ووهان
-از مرکز سوهان به مرکز ووهان
مرکز سوهان بگوشم. لطفا گزارش بدین.
– مرکز، ما وارد ایران شدیم. ولی به نظر میرسه اینجا شانسی برای عرض اندام نداریم. اینجا هیچکس مارو جدی نمیگیره! هر ثانیه صدها جک برای ما منتشر میشه. روحیه سربازها به شدت نابود شده.
سعی کنید از طریق روحی نابودشون کنید. خودتونو
به مراکز معنوی شون برسونید.
-اتفاقا همینکار رو هم کردیم. از قم شروع کردیم. ولی تقریبا کل ملت بی خیالن!!
شما اونجا رقیبی ندارید. میتونید کولاک کنید!
– اتفاقا اشتباه ما هم همین بود. اینجا یه رقیب گردن کلفت به نام پراید هست که روزانه ۴۰ تا ۵۰ نفر رو میکشه! ما در ۱۰۰ روز فقط ۸ نفر رو کشتیم.
واای چقدر شما بی عرضه این. مسایل بهداشتی شون رو هدف قرار بدین.
– ای بابا! مرکز تو اصلا حالیت نیست. اینها رو همون شوفاژی که جورابشون رو خشک میکنن، نون هم گرم میکنن! من چی رو هدف قرار بدم. کو بهداشت اصلا!!!
اداراتشون رو تعطیل کنید. نذارید دور هم جمع بشن.
– مرکزجان! اینجا چند روز مدارس و دانشگاه ها رو تعطیل کردن، همه با هم رفتن مسافرت و تفریح و عشق و حال.
اینها اصلا با اون چیزی که شما تا حالا دیدین فرق دارن. خیلی عجیبن به قرآن!
این کلمه آخری چی بود گفتی!
– دقیق نمیدونم، ولی اکثر ویروسهایی که از جنگ بر میگردن مدام این کلمه رو تکرار میکنن!!
بگو سریع برگردن ووهان. به سربازها بگو به کاهدون زدن. سریع برگردین. قبل از اینکه شیعه دوازده امامی بشین ، نیروها رو برگردونین!!!

A
Ariana akbarnjad ۶ سال پیش
جوک

نوی دبیرستان جمعی از اسکولا و عقب مونده ها تشکیل کلاس داده بودیم....اصن روشنفکرا جمع بودن....
یه دفعه با بچه ها قرار گذاشتیم کافشن هامونو برعکس تنمون کنیم...کافشنا هم که همشون داخلشون کرکی بود....عاغا تا معلم اومد تو کلاس همه باهم گفتیم بععععععععععععععععع.....
استاده پا به فرار گذاشت دیگه هم برنگشت...
همچین آدمای متفکری بودیم ما.....اصن خود مویز....

A
Ariana akbarnjad ۶ سال پیش
جوک


دیشب حوصلم سررفته بود گفتم یه کم خانواده رو اذیت کنم رفتم حموم دوش رو باز کردم شروع کردم بلند بلند خوندن:
به افتخاره پدره کچله ماه داماد بزن دست قشنگه رو ,این آهنگ تقدیم به پدر عزیزه خودم آقاعباس کچل !!!^_^
امشب دل من هوس کتک کرده / عاشق شده از عشق تو تب کرده / امشب شب عشق و رقص و آوازه /مرغه دله من تو اوج پروازه
بابام :خفه شو گوسفند ساعت 12 شبه مردم خوابن,وایسا الان حالیت میکنم بچه پررو.بعد یهو دیدم بابام اینا آب رو قطع کردن
. مامانم از اونور گفت:آریانا جون حالا تا صبح بمون اون تو با مرغ دلت پرواز کن!!!
منم که کم نمیارم رفتم تشت رو برداشتم گفتم یا آب رو باز میکنید یا تاصبح میزنم روش و میخونم, هم نمیذارم بخوابید هم کاری میکنم همسایه ها ازتون شکایت کنن ^_^
(بعد دیدم دودیقه ای آب رو باز کردن دره حموم رو باز کردم سرم رو آوردم بیرون دیدم بابام با کمربند و مامانم با مگس کش پشته در وایسادن!!! ^_^)
من : مگس کش و کمربند رو بدید تا منم تشت رو بدم بهتون صلح کنیم,منم قول میدم ساکت بشم!!!^_^
اونا هم قبول کردن و سلاحهاشون روگرفتم گفتم: من دارم میام بیرون, به خدا اگه اقدامی ضدبشردوستانه انجام بدید به جرم کودک آزاری ازتون شکایت میکنم میندازمتون زندان!!!^_^
هیچی دیگ از در که اومدم بیرون خودم خم شدم نفری یه پس گردنی که جزو کودک آزاری نیس بهم زدن بعد رفتیم خوابیدیم !!!
شرمنده دست خودم نیس عاشق هیجان و ریسکم کلا ^_^

A
Ariana akbarnjad ۶ سال پیش
جوک

سر خيابونمون يه آژانس هست يه طوطي داره قد گودزيلا
امروز داشتم از کنارش رد ميشدم يه جيغ کشيد، کنارش يه گنجيشک بود
بدبخت گنجيشکه سه متر پريد اونور بد خشکش زد افتاد مرد
منم اومدم حال طوطي رو بگيرم رفتم زدم رو قفسش
برگشت گفت: چخه...
پشمام به معناي واقعي کلمه ريخت
کثافت :|
با تشکر

A
Ariana akbarnjad ۶ سال پیش
جوک

آخه خدا چرامن از داداشم سانس نیاوردم با خوانواده رفتیم بیرون نصفه شب بود یه چیز خواست بابام گفت نه بعد داداشم گفت اصلا غلط کردم ماچت کردم دیگه ماچم نمیکنیا خلاصه انقدر بابامو تهدید کرد که فوری رفت براش خرید حالا اگه ما اینکارو میکردیم بابامون دوتا دستمون رو میگرفت قشنگ نصفم میکرد
من????????????