یه بار رفتم دستشویی (توآلت) بعد که اومدم بیرون برادرم سریع اومد گفت چرااااااا اینجوری میکنی؟(با خشونت)
گفتم چیشده ؟
-تو نمیدونی من دارم غذا میخورم کلیه هام پر میشه باید برم توالت (گلاب بروتون)
بعدم رفت خوابید:-[
@saeedtohidi · ۹ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۸ رأی)
یه بار رفتم دستشویی (توآلت) بعد که اومدم بیرون برادرم سریع اومد گفت چرااااااا اینجوری میکنی؟(با خشونت)
گفتم چیشده ؟
-تو نمیدونی من دارم غذا میخورم کلیه هام پر میشه باید برم توالت (گلاب بروتون)
بعدم رفت خوابید:-[
سلام خدمت حضار گرامی
الان مشهدیم جای همتون خالی
درسته محرمه باید بری کربلا ولی اونجا سخت بود بریم
و میخاستیم یه مشهدی هم رفته باشیم نمیدونم کی اینو میخونید ولی الان عاشوراست انشاالله سال دیگه شما هم باشید
محتاج دعا
لبیک یا حسین:-(
بچه ها داشت یادمون میرفت????
سعید ما اسپانیایی بلده????
خداوکیلی داشت یادمون میرفت خوب شد گفتم☺????????
اینکه میگم واقعی هستاااا
ما چند سال پیش تصمیم گرفتیم که با خانواده بریم تفریح اقا ما رفتیم برگشتیم فرداش خبر دادن شوهر خالم مرده
یه بار دیگه هم باز با خانواده رفتیم تفریح چند روز بعد خبر دادن مادر بزرگم اونم مرده
بعد امروز مامانم گفت بیا بریم با بقیه هماهنگ کن تا بریم تفریح
حالا نمیدونم این دفعه عزرائیل دنبال کیه
خدا بخیر کنه
به مامانم مشخصات ایمیلم رو دادم میگم اگه مردم داشته باشی
اونم خیلی راحت نگاه میکنه
بعدم تازه باسر تعیدشم میکنه
یعنی میخاستم اون لحظه کلمو بکوبم تودیوار
تااین حد داغونما ،داغون .