یکی از سخـــت ترین قسمتای زندگی اونجاست که مهمون میخواد ظرف ها رو بشوره و تو علیرغم میلت نباید بذاری بشوره:((
@_iambahar_ · ۵۶۸ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۲۶۵ رأی)
یکی از سخـــت ترین قسمتای زندگی اونجاست که مهمون میخواد ظرف ها رو بشوره و تو علیرغم میلت نباید بذاری بشوره:((
انقدر که شما میگید هلوشو بدم لیموشو بدم خدا به آدمو حوا میگفت الان این همه بد بختی نداشتیم :((

فورجوک فقط اونجا که توی مطلبمون سر به سر ادمینش میزاریم ولی بازم همون مطلب رو تایید میکنه
یه همچین ادمین با جنبه ای داریم ٭ ͜ ٭
حالا جدای این حرفا محتوای گالری سایت خیـــلی وقته که تکراریه ادمیــن لطفا بیشتر تلاش کن !
(بچه ها انتقام همتونو گرفتم~ ͜ ~ مخصوصا از لحاظ اون علامت تعجب آخر :))]
+سلام ممــد کجایی
_سلام داش ممــد،دارم میرم پیش ممـد
+باشه برو،منم با ممـد میام پیشتون
(وضعیت اسم تو ایران )
حالا کاش ممد تاییدش کنه :)))
هزینه های عروسی انقدر بالاست که وقتی عروسی میکنی اول داماد حامله میشه بعد عروس:)))
معنای ماه تولدتون رو ببینید ♡ ͜ ♡ :
فروردین:فردهای پاک
اردیبهشت:بهترین راستی
خرداد: رسایی کمال
تیر:ایزد باران
مرداد:جاودانگی^_^
شهریور:شهریاری نیک
مهر:پیوستن با مهربانی
آبان: آب ها
آذر:آتش
دی:دانای آفریننده
بهمن: منش نیک
اسفند: آرامش
بازیگرای سریال مختارنامه بعلت کهولت سن دارن میمیرن ولی هنوز داره پخش میشه:|
دیشب رفته بودم دکتر(سرما خوردگی توی این گرماo_O) دیدم یه آقا پسری با کفشای سیندرلا اومد رفت توی اتاق پزشک در اتاقم باز بود یهو همه جا ساکت شد پسره بلند گفت:میشه قــرص شـــیــاف هم بنویسیددد؟؟؟
جاااان؟؟ قرص شیاف ؟! :||
همه بزور جلوی خنده شونو گرفته بودن فکر کنم از بازوهاش ترسیده بودن هر چی باشه محرمه دیگه و پسرا ورزشکااااار:||
این برادرای چایی صلواتی سر کوچمون خیلی خوبنااا فقط نمیدونم چرا از چایی هفتم به بعد چپ چپ نگام میکنن و کمرنگ میریزن:))
کنار قبر پدربزگم نشسته بودیم یهو عمم گفت اون "رطــب ضیـــافتی"ها رو بده به من !
تا گفت ضیافت یاد اون پادشاها افتادم که مهمونی به پا میکردن و خدمتکاراشون انگور میزاشتن تو دهنشون:)
رطب ضیافتی:||||
خرمای مضافتی×_×
عمـــه خانم:))
حاضران سر مزار•_•
استایل دانشجوییای توی اینستا رو دیدین؟
تنهامشکل این استایلای دانشجویی که ارائه میدن اینه که دیگه تو دانشگاه رامون نمیدن:))
تازه خیلیم قشنگ وعاشقونه با لگد حراست به بیرون راهنمایی میشیم^_^
انقد که ایرانسل سعی کرده گولم بزنه تو مسابقه های اس ام اسی شرکت کنم شیطون گولم نزده تا گناه کنم!
رفتین رو علف نشستین ۴٠٠تا عکس گرفتین ؟؟؟ :|
نیل آرمسترانگ رفت کره ماه با ۵ تا عکس برگشت....!
کاش هر وقت میخواستم یه جوک رو واسه مامان و بابام تعریف کنم یکی بود یه پس گردنی بهم میزد !چون همون جوک رو به نصیحت زندگی تبدیل میکنن و آخرشم میکننش تو حلقمون ●__●
میدونید نقش اون لیوان توی گونی برنج چیه؟واسه اینه که برنجا با بطری آب نخورنツ
بی مزه هم خودتونید:)) بد کردم کشفیاتم رو باهاتون درمیون گذاشتم ~_~
سلام بچه هااا
اولین باری که من با فورجوک دوست داشتنی آشنا شدم آذر ٩٢ بود .همیشه صبحا قبل از مدرسه میومدم اینجا وکلی میخندیدم.حتی بعضی مطالب طنز سر کلاس یادم میوفتادن و بی دلیل وسط کلاس خندم میگرفت و با چشم غره های معلما مواجه میشدم :)
یادمه جالب تر از همه پستای کاربرvikiو محمد موحدی وfaeze بود.
هر وقتم پستای zZzرو میخوندم گریم میگرفت حس میکردم شکست عاطفی خوردم :|
اون موقع ها خانم صادقی ادمین بود و منم دو تا جوک فرستادم و هیچکدومش تایید نشد ^_^
بعدشم رمزم یادم رفت و درحال حاضر خوشحالم که دوباره عضوی از خانواده فورجوکم⌒_⌒
الان سلبریتیا دارن عکسهایی که با مشایخی انداختن رو
با فتوشاپ به داریوش اسدزاده تبدیل میکنن:|||
چگونه یک دختر زیبا و جذاب در اجتماع امروز باشیم !؟ نتیجه ی تحقیقات خودمه:
١.حتما باید موهاتون رو بلوند کنید رنگ موی طبیعی و این حرفا نداریم!
٢.از انواع لنز های عسلی و خاکستری استفاده کنید.
٣.کمتر از ۶کیلو آرایش حرام است!
۴.اگه مژه نکاشته باشین که دیگه باختین:)
۵.دندوناتونم ترجیحا لمینیت شده باشه و صورتتونو شش ضلعی کنید٭_٭
۶.سعی کنید حداقل یه عکس درحال قلیون کشیدن داشته باشید و با هشتگ #لاکچری توپیج اینستاتون بزارید:)
٧.توی کلاساتون تو حلق پسرا بشینید و به بی مزه ترین تیکه هاشونم بخندید . برای تاثیر گذاری بیشتر بهتره از ته دل قهقه بزنید:)))
٨.وقتی بقیه دخترا رو میبینین بهشون چشم غره برید
ولی پسرا رو که دیدین یه لبخند ژکــوند بزنین و همزمان چشماتونو خـــمار کنید~_~
٩.از همه مهم تر داشتن عشـوه های شتــری و ادااطوار در اماکن عمومی و دانشگاه ها و مراکز علــمی_آموزشیه:|
١٠.و در نهایت همه اخلاقیات و ویژگی های مزخرف خودتونو با عنوان"اجتماعی بودن" بپــوشونیــد:)
برگرفته از کتابچه ی "چگونه _باعث_اسهال _شویم "نوشته ی خودم چاپ اول انتشارات فورجوک^_^
اعتراف میکنم معلم ریاضی(آقا) جوری ادبم کرد که مامان و بابام تو این چند سال نکردن! قرار بود امتحان بگیره وما هم که کنکوری وحســاس رو امتحان تشریحی با بچه ها قرار گذاشتیم غایب کنیم ^_^ دقیقا نصف کلاس روز امتحان نرفتیم مدرسه، پسفرداش که رفتیم فهمیدیم نامردای حاضر لومون دادن وبا دبیر دست به یکی کردن امتحانو گذاشتن واسه جلسه بعد که میشد فرداo_O
ماهم دیگه نخوندیم و فرداش رفتیم که امتحانو بدیم(با کوله باری از اعتماد به نفس:|)
تا رسیدیم مدرسه دبیرمون جلوی مدیر حساااابی از خجالتمون دراومد و با آسفالت کف حیاط یکیمون کرد،بعدشم یه امتحان خیـلی سخــــت گرفتو نمرشو عیــنا واسه مستمر ترم یک گذاشت !
الآنم که یادش افتادم اشک توی چشمام حلقه زد واقعا بد ضربه ای خوردم :((
ادمین امروز حسااابی ما رو از نگرانی در اوردی .
خدارو شکر فهمیدیم سالمی ⌒_⌒
____________
خداروشکر ( سبک مهران مدیری تو سریال هیولا بخون)