از افتخاراتم اينه كه روحاني بلاكم كرده
@2558 · ۵۸ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۵۱ رأی)
از افتخاراتم اينه كه روحاني بلاكم كرده
اسم خودتون و ميزارين "به توچه" بعد يكي بايد بياد به خودتون بگه ياد بگيرين كله تون و از تو عقائدي ك قطعا برا خودتون هم با ارزشن تا يه حدي بكشين بيرون و انقدر با همه چي شوخي نكنين . اون از اين اونم از اوني ك هي راه به راه مسخره ميكنه بابا چه خبرتونه چه خبرتوووونه خب بيايد همه دوست باشيم !
تا وقتي يه دكمه كنار شقيقه بشر اختراع نشده كه تا كوبيد رو سرش خوابش ببره مي تونيم بگيم علم هيچ كمكي به آرامش بشر نكرده
باب الحوائج ....
همون کسیه که همه گره های زندگی تو با یه اشاره باز میکنه ..
میلاد حضرت امام موسی کاظم علیه السلام مبارک
به مرحله اي از خودشناسي رسيدم كه تو گوگل سرچ ميكنم "عكس دختر خل و چل براي پروفايل "
میزان درآمد آرایشگاه های شمال شهر تهران حدود ۱۰۰میلیون در ماه گفته شده. این یعنی اگه من همین چند سال پیش میدونستم ملت واسه صورت شون بیشتر از سیرت شون مایه میزارن منم واسه کلاس آرایشگری بیشتر از آزمون های قلم چی مایه میزاشتم
یک شخصی در زمان امام هادی علیه السلام یک نامه ای نوشت به حضرت در شهر دوری زندگی میکرد ظاهراً . گفت من نسبت به شما دورم فاصلهام زیاد است اگر کاری داشته باشم احتیاج به شما داشته باشم نمیتوانم زود به زود بیایم در خانه شما چه کار بکنم؟ حضرت در نامه ای جوابش را نوشتند که اذا کانت لک حاجة فحرک شفتیک، لبت را تکان بده هر جایی که هستی بگو ما میشنویم تو هر جایی که هستی ....
میلاد مبارک حضرت هادی :)عیدتون مبارک
من اینجوریم که وقتی میخوام یه سریال دراماتیک ببینم ، بعد و قبل هر قسمتش شیش قسمت باید کمدی ببینم بشوره ببره
جوابیه ای برای شعر سیمین بهبهانی بخونید جالبه اسم شاعر یادم نیست
کفر و بی دینی ات ای یار , به ما مربوط است,
بشنو این پند گهربار , به ما مربوط است.
تو که با لهو و لعب در پی مستی هستی,
میکنی جمع، گرفتار , به ما مربوط است.
بی خیالت بشوم بارش طوفان بلا,
میرسد از درو دیوار , به ما مربوط است.
آنچه آمد به سر طایفه نوح نبی ,
میشود واقعه تکرار , به ما مربوط است.
من اگر لایق الطاف خدایم , به تو چه؟
تو کنی جامعه بیمار , به ما مربوط است.
تو به این کوه گنه عامل شیطان گشتی ,
شده ای نوکر دربار به ما مربوط است.
گر تو سوراخ کنی کشتی این جامعه را ,
میشود غرق به ناچار، به ما مربوط است.
تو که با چنگ و ربابت همه مردم را ,
میکنی مستعد نار , به ما مربوط است.
دین من داده اجازه که دخالت بکنم ,
تا نبینم زتو آزار , به ما مربوط است.
امر معروف کنم , نهی زمنکر بپذیر ,
تا ابد , ترمز اشرار , به ما مربوط است….
بعضی سریال ها یه جوری غمناک تموم میشن که بعد سه ساعت غصه خوردن و تا سه ماه بهشون فکر کردن ، هی باید بری مصاحبه ها و نقش های دیگه ی بازیگراشو ببینی تا برات جا بیفته فیلمه بابا فیلم ،آخرش هم لعنت میفرستی به خودت با این تفریحاتت.
(سریال کره ای دیگری را دانلود می کند ...)
ولی من اگه یه روزی استاد بشم؛ تا ده نمره سوالا رو میگم. هرکی خواست فقط پاس بشه فقط همونا رو بخونه هر کی هم خواست بیست شه بره کلشو بخونه.والا کل کتاب و جزوه و .. هم منی ک به کم قانعم بخونم هم اون افراطیای عینکی؟
بخاطر شرافتِ اون بزرگواری که تاکسی زرد داره و الان اسنپ کار میکنه حاضرم با قاشق بیفتم به جون ویلای دختر وزیر نابودش کنم
عاقا ور بنداز هم ور بندازای قدیم؛ میخوای جمعیت رو منکر شی همون بگی فوتوشاپه بهتره تا بگی این واسه ۲۲بهمنِ تابستونشونه!
اول ماه های ایران و تطبیق اونا رو با خودشون یاد بگیر داداش:)
ولی یه زمانی جواب اکثر سوالات جغرافیا؛ آب کافی،خاک حاصلخیز و آب و هوای مساعد بود !
هر وقت یکی اومد خواستگاری تون ، خیلی ریز به خواهرش بگین الهی خدا یکی و مثل داداشت نصیبت کنه ، اگه تندی گفت ان شاءالله سریع بله رو بگین ولی اگه سکوت کرد ، من من کرد لبخند زد سریع برید کتاباتونو بیارین ادامه تحصیل بدین
میگن از وقتی پروانه سلحشور گفته گردن درد گرفته بخاطر چادر ،
روحانی نشسته یه گوشه میگه دیگه عمامه نمیزارم ، رو کمرم سنگینی کرده ، کمر بریده شدم
باور من اینه که همیشه تو زندگیمی
من عوض شدم ولی تو حسین ِ بچگیمی
تو همونی که میخوامی تا آخرش باهامی...
من غلام نوکراتم،تا آخرش باهاتم ان شاالله
شب جمعه است هوایت نکنم میمیرم:)))
ولی کثیف تر از اونی که شیش ماهه حموم نرفته، اون بزرگواریه که توی کوییز سوال طرح میکنه یکی از گزینه ها رو میزاره همه موارد در حالیکه اون جواب نیست
امروز یه مراسم تو دانشگاه داشتیم، رئیس دانشگاه هم اومده بود، یکی ازبچه به نیابت از همه پا شد یه طومار از بدبختی و سختی های دانشگاه و زندگی بچه های خوابگاهی گفت و دور بودن خوابگاه و دانشگاه و سرویس نداشتن و گرون بودن شهریه خوابگاه و تاخیر و مازاد و ..،خلاصه همه چی ! بعدش ریاست محترم میکروفون و گرفت گفت خب همه اینا که تو یه ساعت حل میشه! و به نطق خودش ادامه داد ! یاد اون شیخی افتادم که گفت همه این بحران ها که تو صد روز حل میشه! یعنی قشنگ مشخصه میگن بتونیم هم نمیخواییم که حل کنیم مشکلاتو!
+پشیمونی ؟!
_شاید باید درس میگرفتم ...
+ نه به هر قیمتی !
_ شاید باید همین و میفهمیدم!
#بازی_نقابها