م

مهدیه

@گلسا۸۲ · ۱۰ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۱۳ رأی)

گ
جوک

داشتم درباره مدیر وبلاگ رو میخوندم نوشته بود ایشان تنفر خاصی نسبت به دهه ی هشتاد و نود دارن:((((
خواستم بگم جناب مدیر
ماه�
.
.
.
.
.
.
شما رو خیلی دوست داریم . مدیر چقدر قشنگه ایشالله مبارکش باد زنش خوش اب رنگه ایشالله مبارکش باد( ببخشید اشتباه شد از بالا فرمودن گه میخوری درباره زنش نظر میدی ) ( مدیونی فکر کنی مثل سگ از مدیر میترسم:////:))))))))))))

گ
جوک

بادوس پسرم تو پارک نشسته بودیم دیدیم یک مامور داره بدو بدو میاد سمتون دوس پسرم گفت درو که اوضاع خیطه گفتم بتمرگ بدتر شک میکنه تا رسید بهمون بلند شدم کفتم به خدا داداشمه گفت خفه باو دستشویی پارک کجاست گفتم هااا؟ گفت ریخت ریخت بدبخت دید تو باغ نیستم راشو کج کرد بدو بدو رفت . زمین گاز میزدیم :)))))
دلم برا مامور سوخت همه ابهتش به باد رفت

گ
جوک

دیروز رفتم خونه خالم دیدم صدا داد و بیداد میاد رفتم ببینم چیشده دیدم خالم داره پسر خالمو کتک میزنه میندازتش تو دستشویی
بهش میگه این قدر اونجا میمونی تا دستشویی کنی بعد بیام بشورمت وگرنه بیرون نمیارمت تا صدا خر بدی میگم خاله این چه حرکتیه میگه تو نمیفهمی کهنه شستن چقدر سخته از صبح تا حالا سه بار ریده به خودش پدرم دراومد بزار بمونه تخلیه شه میگم خاله چرا پوشک نمیبندی میگه برو بمیر میدونی چنده. من دیگه حرفی ندارم :|فقط چرا این مسئولین خودشون دار نمیزنن
خاله بی اعصاب من دارم راه میره میگه واسه خوردن بچه هم باید خرج کنیم واسه ریدن بچه هم باید خرج کنیم:|
لایک کنین دیگه افسردگی گرفتم

گ
جوک

مرسی فور جوک
ما تومار هم بنویسیم تایید نمیشه حالا این کرکس تنها ها ولا ذالک
نقطه هم بزارن اپ میشه با ۲۰۰۰ لایک تو صدر قرار میگیره
ما اگه شانس داشتیم اسممون شمس الملوک بود
زخم خودرم میفهمین زخم خورده اگه موفقی بکوب لایک و

گ
جوک

دیروز مامان بابام داشتن با هم دعوا میکردن
یکشون این ور مبل نشسته بود یکشون مبل روبروش هر دو به حالت تهاجمی
سر اینکه چرا مامان من تو این گرونی داره داداش من و تشویق به ازدواج میکنه . پول سرویس طلا رو از کجا بیارن
منم دیدم بابا راست میگه فقط یک کلمه گفنتم مامان بابا راست میگیا و ناگهان متوجه شدم گلدون گل کاکتوس کنار مامانم داره با سرعت ۱میلیون کلیومتر در ثانیه به سمتم حرکت میکنه که اگر جا خالی نداده بودم الان داشتین اگهی ترحیممو میخوندین
مامان خانم میگه تو خفه کسی از تو نظر نخواست
مامان ما داریم:|منم رفتم وضو گرفتم تو قنوت مسئولین عزیز رو مورد لطف قرار دادم

گ
جوک

من فقط اومدم از حق ده هشتادیا دفاع کن�
ده اخه نامردااا اگه ما گودزیلا ایم ده نودیااا حتما درکولان دیگه
دیشب خونه عموم شام دعوت بودیم بعد از شام پسر عموم( ده نودی) گیر داده بود که حتما باید سوار ماشین عروس من بشین حالا با زور کتک داشت ما رو مثلا سوار ماشین عروسش میکرد بعد مامانم گفت محمد پارسا منم سوار شم میگه نه زن ببو تو خپلی جا نمیشی
قیافه ما:))))
قیافه مامانم:(((((
بیچاره مامان من یک خورده تو پر میدونین که????????????
حالا هی بیان بگین ما گودزیلا ای�
من گناه دالم لایک کنین دیگه پست اولمه