یه سری تاریخ داشتیم
قرار بود جلسه بعد ما بریم اردو کلا 4 نفر تو کلاس ما رفتیم اردو
بلند شدم گفتم خانوم قرار بود درس 16 رو بپرسین گفت جلسه بعد 16 رو میپرس�
من
@"M_28_E81" · ۴ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۶ رأی)
یه سری تاریخ داشتیم
قرار بود جلسه بعد ما بریم اردو کلا 4 نفر تو کلاس ما رفتیم اردو
بلند شدم گفتم خانوم قرار بود درس 16 رو بپرسین گفت جلسه بعد 16 رو میپرس�
من
پول لازم داشتم اومدم از کیف اجیم وردارم
کیفش رو برداشتم دیدم دو تا 500 توشه
حالا من هیچی
ولی یه جوری پول بذارین آدم روش بشه بره بالا سر کیفتون
بچه که بودم یکی از فانتزیام این بود که دزدا بدزدنم اونوقت من بهشون سواد و نوشتن یاد بدم و آشپزی و .. بعد اونا بگن دستت درد نکنه منو ببرن خونمون بعدشم یه زندگی خوب داشته باشن و از من به عنوان اسطوره زندگیشون یاد کنن
#واقعیت