کسی رو قضاوت نکنید،
فقط برای اینکه گناهانش با گناههای شما فرق داره!
@دوست جون · ۱۴۰ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۶ رأی)
کسی رو قضاوت نکنید،
فقط برای اینکه گناهانش با گناههای شما فرق داره!
هیچوقت اگر زبون یه شهری رو خوب بلد نیستین به اون زبون صحبت نکنید. من خودم یبار تو آبادان یه پلیس بهم شک کرد اومد گفت با کی اومدی اینجا؟ خواستم بگم با برادرهام اومدم گفتم وولک با کوکا یینا اومدم. گفت کوکائین؟ کجاست کوکائینات؟ خلاصه 3ماه الکی رفتم حبس
دستهایی که عیدی میدهند مقدستر از لبهایی هستند که برای داشتن سال خوب دعا میکنند.
تحقیق کردم تنها چیزی که چاق کننده س و خوشم نمیاد یونجه س!
گاهی وقتا دستتونو جلوی باباتون بکنید تو شلوارتون، هیشکی نمیدونه چه حسی داره چون زنده ازش نیومده بیرون تا برا بقیه تعریف کنه. شما اولین باشید:)
تجربه ثابت کرده زنا از ترازو بیشتر میترسن تا از سوسک.
تو خونه نشسته بودیم منو داداشم نوبتی میرفتیم از رو میز یه مشت آجیل برمیداشتیم میخوردیم یدفعه اعصاب بابام خورد شد رفت یه مشت آجیل برداشت ریخت تو کاسه توالت بعد با دستکش برداشت ریخت تو ظرف آجیلا،
من از همه ی کسانی که عید دیدنی میان خونمون معذرت میخوام
یه بارم با فامیل سرسفره بودیم پدرم گفت آدم خوبه هرچیو 1بار امتحان کنه، سریع سیگار در آوردم روشن کردم،گفت چه غلطی داری میکنی؟گفتم دارم امتحان میکنم. کف گیرو از تو برنج کشید بیرون، گفتم اون چیه؟ گفت تا حالا با کف گیر نزدمت میخوام امتحان کنم. هنوز جای سوراخای کف گیر رو صورتم هست
اسطوره مرام و معرفت فقط مرحوم عموم که روز عروسیش رفته بود عروسی دوستش یه شهر دیگه و همه رو مچل خودش کرده بود
هر سال هفته آخر سال لباس نارنجیمو می پوشم میرم دم خونه دوست دخترای سابقم با اسم کارگر شهرداری ازشون خونوادشون پول میگیرم که پولایی که ازم زدنو صاف کنم
درستش اینه وقتی واست ناز می کنه بغلش کنی و سعدی وار بگی:
ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیدهای؟
یه سری میخواستم به یه دختر ناشنوا بگم ازش خوشم اومده, بردمش یه جا دستشو گرفتم کف دستش یه قلب کشیدم, انقدر قلبه رو زشت کشیدم که سو تفاهم براش پیش اومد فرار کرد.
سخت ترین قسمتِ روز زن این چی بخرمشه
نه پول داریم طلا و جواهر بخری�
نه رو داریم بریم توی این لباسفروشی های زنونه
نه زبون داریم سر و ته قضیه رو با یه شاخه گل رز هم بیاری�
خدایاکمک
اولین گروه مسافران نوروزی وارد خونهی ما شدند.
پشهها
مشكل دخترايي كه آمار ميدن،ولي پا نميدن از زمان مولانا بوده:
حیران شدم درکارتو، درمانده از رفتار تو
هم میگشایی پای را، هم قفل وبستم میکنی !
اگه نیاز به کمک دارید، از کسی که مشغول درس خوندنه کمک بگیرید، آدما واسه فرار از درس خوندن حاضرن کوه جا به جا کنن
استاد راهنما مثل دوست دختره
کم سراغشو میگیری ناراحت میشه، زیاد میری پیشش تحویلت نمیگیره، میگی بیا خونه قهر میکنه
شاید بپرسید چرا میخواستی استاد راهنماتو ببری خونه؟ باید بگم که بحث علمیه شما نمیفهمید
يا بفرما به سَراي�
يا بفرما به سر آي�
غرضم وصل تو باشد
چه تو آيى چه من آي�
خب منظور شاعر کاملا مشخصه که چی میخواد، فلذا من نظری ندم بهتره.
بهترین خاطره رو از یه پیرزن هلندی شنیدم.تو کاشان هتلش رو گم کرده بود, یه جوون سوار موتورش کرده بود برسونه هتل و تو راه باهاش تک چرخ زده بود
یه بار هم رفتم خواستگاری با دختره رفتیم تو اتاق حرف بزنیم سوسک دید جیغ زد
من تا اومدم توضیح بدم داستان چی بوده داداشاش کتکم زدن
کلا زده شدم از ازدواج