تو خونه نشسته بودیم منو داداشم نوبتی میرفتیم از رو میز یه مشت آجیل برمیداشتیم میخوردیم یدفعه اعصاب بابام خورد شد رفت یه مشت آجیل برداشت ریخت تو کاسه توالت بعد با دستکش برداشت ریخت تو ظرف آجیلا،
من از همه ی کسانی که عید دیدنی میان خونمون معذرت میخوام