ارباب صدای قدمت می آید
هنگامه اوج ماتمت می آید
ما در تب داغ و غم تو میسوزی�
یک روز درگر محرمت می آید
# صلی الله علی الباکین
@یه روز خوب میاد · ۷۱ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۶ رأی)
ارباب صدای قدمت می آید
هنگامه اوج ماتمت می آید
ما در تب داغ و غم تو میسوزی�
یک روز درگر محرمت می آید
# صلی الله علی الباکین
پراید شده 35 میلیون !
دیگه لازم نیس بچسبی به شیشه استوری بگیری ، از داشبورد هم بگیر:|
فامیلمون مودم گرفته 400 هزار تومن .زنگ زده میگه بیا اینترنتمون رو وصل کن
بابا، لایق وصل تو که من نیستم ..
" اوکی بای " رو اولین بار شیطان به خدا گفت !
وقتی عکس این دختر اروپایی فیتنس کارا رو میذارید و میگید از اینا میخواید، دوست دارم به چالش نگاه کردن در آینه دعوتتون کنم!
شماها یادتون نمیاد
یه زمانی امکانات کم بود دخترا عاشق مهدی سلوکی میشدن :|
تنها کسی که بهم گفت چی تنته؟ راننده اسنپ بود که سر چهار راه داشت دنبالم میگشت :|
به فرزندان خود پرواز بیاموزید، مملکت روهواست!
رفتم سوپرمارکت گفتم یه نوشابه زرد میخوام ، گفت داداش اینجا نمایشگاه کتابه
یه نگاه دوروبرم کردم گفتم نوشابه زرد اثر جلال آل احمدو میگم ، خدارو شکر نداشتن :]
یه زمانی بود خواننده ها هرچقدر بدبخت تر بودن بیشتر کلاس داشت
شاهین فلاکت ، محسن مصیبت،سعید نکبت، رضا مفلوک ، جواد دپرس ، ممد بی پدر ..
من اگه اسم بچم " مازیار " بود فامیلیمونو میزاشتم " ان چشم یاری داشتیم "
طناز طباطبایی خسته نمیشه انقد " ط " داره؟!
ﻭاقعا مشكلتون با ابراهيم چيه ؟ به ﺍبراهيم صولتي ميگن شهرام صولتي به ابراهيم حامدﻯ ميگن ابي ، خدا هم كه به ابراهيم ميگفت خليل!
دبیرستان که بودم معلم دینیمون میگفت ، اگه با دختری شیطونی کردید برید به باباش بگید و حلالیت بطلبید ، میخواست همه مونو به کشتن بده بیشررف!
تویی که بابات برات خونه و ماشین خریده و یه سرمایه ایی هم داده بت رای کار،لطفا تو از موفقیت زر نزن...مرسی
باز یه شماره ناشناس پیام داده چقدر زیبایید من عاشق شما هستم آیا میخواهی عاشقم شوی ؟
جواب داﺩم نه من اهل این چیزﺍ نیستم تنها عشق زندگی من پدرمه
دو دیقه بعد بابام با چهارتا تراول اﻭمد تو اتاق گفت بیا عزیزم ﺍینم عیدیت
بعد با لبخند و زمزمه منم عاشقتم خارج شد...
چجوری موهاتونو چتری میزنین خوشگل میشین؟!
من شبیه ایناروس تو يوزارسيف میشم |:
اگه تو دید و بازدید عید ازتون پرسیدن چرا شوهر نمیکنی بگید من به تعدد زوجات اعتقاد دارم بعد یه نیم نگاهی به شوهرش بکنید و لبخند بزنید
بنده یه زمان چهارتا دوسدختر به اسمهای شیوا، شیدا، شیلا و شیما داشتم؛ با من دم از مدیریت بحران نزنید!
مامان بزرگم یه سفره داشت پر عکس کباب و پیاز و دوغ. میشستیم سرش با بغض کوکو سبزی میخوردیم :|