ت

تمنا

@تمنا خانوم · ۱۳ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۷ رأی)

س
سارا خانوم ۸ سال پیش
جوک

تابستون گذشته یک شب شنیدیم خانوم همسایه داره داد میزنه و میگه: کمک،تو رو خدا کمکم کنید.
نگران و پریشون اومد خونمون به پدرم گفت: یک مار خیلی بزرگ تو حیاطمون هست،لطفا بیاید کمک تا مار رو بکشیم.
پدرم هم یک چوب بزرگ برداشت رفت خونه همسایه که مار رو بکشه.
خانومه با ترس و لرز مار تو حیاطشون رو نشون پدرم داد،
همین که با چوب آروم تکونش داد،متوجه شدیم که مار نیست.... یه تیکه پلاستیک زباله افتاده بود،باد هم داشت می اومد و تکون می خورد،فکر کردن مار هست.

ت
تمنا خانوم ۹ سال پیش
جوک

دقت کردین:
توی جمع هستین و نوشابه می خورین.بعد توی شکم گاز نوشابه می خواد بیاد بالا و تبدیل به آروغ بشه.... برای حفظ آبرو هم که شده،به زور خودتونو کنترل می کنید که آروغ نزنید؛ گاز به آرومی و بی سر و صدا از دماغتون خارج میشه.
اون موقع احساس می کنی یک بمب رو خنثی کردی.